-
Allons-y!
جمعه 1 شهریور 1398 17:23
The Doctor [first words after regenerating]: Hello! Oka-- [gulp, nauseated expression] New teeth. That's weird. So where was I? Oh, that's right: Barcel0na ! [grins] . . . Sycorax Leader : Who exactly are you ? The Doctor : Well, that's the question. Sycorax Leader : I demand to know who you are! The Doctor :...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 30 مرداد 1398 00:36
-
Locket
سهشنبه 29 مرداد 1398 22:34
همه ی روز ها ایده آل نیست. Not all days are sunflowerish ya harchi.. یک سری روز ها، فقط با این منطق می توانند به پایان برسند که نوبت تو شده تا قاب آویز سالازار رو به گردنت آویزان کنی. تو به این فکر می کنی که نوبتته، و با همین منطق تحملش می کنی چون بالاخره یک نفر باید باشه تا بندازتش در گردنش. نیست؟ و هر وقت مغزت ارور...
-
پراید یا ۲۰۶؟
جمعه 25 مرداد 1398 17:01
منطق من برای اینکه پراید بهتر از دویست و شیشه: "قفل مرکزی دویست و شیش یک حالت سیخی داره که وقتی می خواهی دستت رو از پنجره بندازی بیرون با ارگونومی دست جور نیست و مثل میخ می ره تو دستت. پس پراید بهتره چون قفل مرکزی ش با ارگونومی بدن آدمیزاد جور تره و حس نمیکنی یه چیزی از پایین داره بازوت را سوراخ می کنه می آد...
-
دستیار یک شبح
پنجشنبه 24 مرداد 1398 20:38
یا خود خدااااااا اونیکس داره قسمت دوم دارن شان رو نشان می ده. تا حالا هشت نه سال منتظر دیدن یک فیلم بودید؟ خیلی دیر.. ولی واسه امروز واقعا خوبه!
-
خارام خرش خانان
پنجشنبه 24 مرداد 1398 18:55
روز خیلی سردی بود گربه را دفن کردیم بعد جعبه اش را بردیم و در حیاط پشتی سوزاندیم کک هایی که از زمین و آتش فرار می کردند، در سرما مردند. - ویلیام کارلوس ویلیامز- قلب تو از دنده ی من آفریده شده، دستان تو از دنده ی من آفریده شده، سینه ی تو از دنده ی من آفریده شده، بی وفایی تو از دنده ی من آفریده شده، جدایی از تو نیز از...
-
لوله ها از رو کار شده
پنجشنبه 24 مرداد 1398 14:20
زنگ را زدم، رفتم تو. از این خانه های نسبتا قدیمی بود. از این هایی که زیر راه پله دارند. آسانسور ندارند. پاگرد هاشان نمور و تنگ و تاریک است. بوی نا می دهد. بوی نم. و خاک خیس.. رو راست باشیم حالش را ندارم سه ساعت کلمه ها را پشت هم بچینم تا شاید بتوانم به خوانندگان متنم القا کنم خانه هایی که زیر راه پله دارند چه احساسی...
-
پفففففسور
شنبه 19 مرداد 1398 22:06
بله بعد ماه ها یک فیلم دیدم بدون فکر به این حقیقت که فردا اتند یحتمل بالای سر یک بیمار فلج مغزی زنده زنده سلاخی ام خواهد کرد.. یک فیلم جدید دیدم از ارباب جانی دپ. و تمام مدت این شکلی بودم که لعنتی فقط شخصیت اینو بدینش به من. یار کشی کردم تو زندگی، من و کارکتر هایی که جانی دپ بازی می کنه، شماها بقیه! خود جانی دپ نه ها!...
-
Careless whisperer
شنبه 19 مرداد 1398 21:56
اینو برای شما می نویسم، چون شما مسببش هستید. تو اولین وبلاگی که تو دوران نوجوانی ساختم، سال هشتاد و هشت این طور ها... نوشتم که دوست دارم نویسنده بشم. (نویسنده ی آتش نشان اون زمان بیشتر مد نظرم بود - هر چند از همان موقع هم حتم داشتم بند نافم بریده شده با رشته ی موروثی خانواده ام. کاملا منطقی به قضیه نگاه می کردم حتی در...
-
چرا وبلاگ می خوانم؟
جمعه 18 مرداد 1398 02:02
چون لذت می برم از تماشای این که این قدر قشنگ قهرمانانه بار تناقضات زندگی را به دوش می کشید. چون کیف می دهد تماشای جیک نزدن هایتان. انداختن سپر هایتان. باز شدن مشت هایتان. چون صحنه های مورد علاقه ام در فیلم ها همیشه وقتی بود که قهرمان با خودش تنها می شد و شروع می کرد تیلیک تیلیک از جای ترک ها شکستن. چون گریه کردن...
-
Hey chipmank what have you stolen for a living
چهارشنبه 16 مرداد 1398 01:26
She wore barbed wire as a neckless, Because pain was kind of her beauty. اون به جای گردنبند، سیم خاردار می پوشید، به خاطر اینکه درد، خود زیبایی ش بود. و مرحمت می کنید یه درصد آشناست بهم می گید کدام کتاب. چون حس می کنم قبلا خواندم و یادم نمی آد. کتاب های جان گرین مثلا؟
-
گاف پلاک
سهشنبه 15 مرداد 1398 00:22
شت شت شت تا حالا پلاک ماشین با گاف دیده بودید؟ من امروز برای اولین بار دیدم. پلاکی که وسطش گاف داره.
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 12 مرداد 1398 15:01
بله همون طور که گفتم، بینندگان عزیز، این بازیکن اسنیچ رو از دست می ده، با چه مهارتی هم از دست می ده! اسنیچ رو از دست می ده، اسنیچ رو از دست می ده. داد. تمام. به قول عادل: " و توپی که گل نمی شه..."
-
Snitch sicker
جمعه 11 مرداد 1398 19:26
تابه حال هیچ وقت یک موفقیت رو این قدر نزدیک به خودم و در عین حال تا به این حد دست نیافتنی حس نکرده بودم. مثل اسنیچه، توی بازی سنگ جادو، اولین باری که هری می رفت کوئیدیچ به مصاف دراکو. اون زمان ماوس ها توپکی بود. ماوس لیزری نیامده بود هنوز. تو بازی اسنیچ می اومد بغل گوشام. صدای ضربان زدنش از اسپیکر پخش می شد. صحنه...
-
امید اینجا، امید اونجا، امید همه جا (۲)
پنجشنبه 10 مرداد 1398 22:48
از گابریل گارسیا مارکز پرسیدند اگر بخواهی کتابی صد صفحه ای درباره ی امید بنویسی، چه می نویسی؟ گفت: نود و نه صفحه را خالی می گذارم. در صفحه ی آخر، خط آخر می نویسم: "یادت باشد دنیا گرد است! هر وقت احساس کردی به آخر خط رسیدی شاید در نقطه ی شروع باشی." امید آخرین چیزی ست که می میرد.
-
ستاره ها را هم بر شکمم قرار دهید
پنجشنبه 10 مرداد 1398 22:25
اگر خورشید را در دست راست من و ماه را در دست چپ من قرار بدهند، آنگاه خواهم توانست دست راست خود را از دست چپم تشخیص بدهم.
-
no man land
پنجشنبه 10 مرداد 1398 00:22
یادش به خیر، یادم رفته بود... حس تکپر بودن. حس حکومت کردن. حس غرور. غرور با دوزاژ بالا. حس لاله ی سرخِ صحراییِ مزرعه ی طلاییِ گندم بودن. در جهان جواب دو چیز را باید با خون داد: اشتباه، و خیانت. جمله ی بالا جمله ای بی ربط به موضوع پست و از عمو جان هیتلر است که بنده وقتی خواستم کاملش کنم، بخش خیانتش را درست کامل کردم....
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 9 مرداد 1398 04:01
سلامتی چش قرمزا هوووووف
-
رسید مژده که آمد ریدمانی جدید
سهشنبه 8 مرداد 1398 20:35
حاجی دیگه واقعا پشمام با این تبلیغات بلاگ اسکای ذره ذره می کنه فرو جا باز کنه مطالب پیشنهادی: اطلاعات و مشخصات فنی هیوندا آزرای جدید جذابترین روش خانگی برای از بین بردن چین وچروک صورت این اپ رو نصب کن، تماس تصویری سریع و رایگان با دوستات بگیر! روشی محبوب و خانگی برای رفع سریع چین و چروک صورت تو این اپ ثبت نام کن،مانتو...
-
Time mosquitos
سهشنبه 8 مرداد 1398 00:27
ای کاش تمام وقت علافای ایران به مدت یک روز مال من بود. فقط یک روز. زیگما وقت کسایی که قراره فرداشان رو علافی کنند. کسایی که قراره عین آدم استفاده نکنند. نق بزنند. خودکشی کنند. اینستاگرام لایک کنند. فقط یک روزشون. وقت گدا هایی که جعبه به دست گوشه ی خیابون افتادن. وقت آدم هایی که قراره زیاد خواب باشند فردا. وقت آدم های...
-
در راه رقص پا ها
یکشنبه 6 مرداد 1398 00:58
در صف پمپ بنزین بودم. نیم ساعت حدودا. تمام مدت خیره شده بودم به دو خواهری که در صندلی عقب مزدا تری ای که جلوی من بود در حال بازی بودند. می دانی چه کار می کردند؟ خوابیده بودند روی صندلی، پاها را پرتاب کرده بودند هوا. و ما هم اینور در پشت صحنه آهنگ زاز را داشتیم که عجیب با رقص پای دو دختر هم خوانی داشت. با چنان شوری...
-
به تخمم
دوشنبه 31 تیر 1398 22:33
پرنده گفت: به تخمم بگو که جوجه شود دوباره می سازم، آسمان آبی را کنار می زنم از متن، پرده ی شب را که جیک جیک کند صبحِ آفتابی را پرنده گفت: به تخمم بگو که جوجه شود که ترس، منتظر هیچکس نخواهد بود که تا ابد می خوابیم روی بالش ابر که سرنوشت من و تو قفس نخواهد بود پرنده گفت: به تخمم بگو که جوجه شود که جیک جیک کند مثل یک...
-
ما رو مار
دوشنبه 31 تیر 1398 22:06
این شانس ما رو مار گزیده. به خدا .. بعد سه چهار سال با چند تا دوستای قدیمی رفتیم دیدار داشته باشیم، زااااارت استاد بهداشت جلوم سبز شد! هر استادی هم نه، استادی که مادرم رو می شناسه، خودمو. ده بار ازم تعریف داده، پیش همه چپ و راست من رو بزرگ می کنه، پیگیر کار هام هست، در این حد که می آد بهم می گه دکتر من اسمت رو فلان جا...
-
اُلاف
دوشنبه 31 تیر 1398 00:26
بعد ده سال به این نتیجه رسیدم که پدرم خود کنت الافه و دیگه ازین به بعد یه جور دیگه دوستش دارم. هی تو خونه می بینمش با خودم می گم عخیییی عخییییییی این واقعنی خود اُلافهههه و بعد تو دل خودم نهانی قربان صدقه اش می رم که هیچ خبر نداره. از اون ور مادرم که هیچی اصلا، با روپوش سفید می بینمش احساس محبت غیر قابل درکی در وجودم...
-
جوان ز حادثه ای پیر می شود گاهی
یکشنبه 30 تیر 1398 17:26
نشسته بودیم بغل هم. خیلی یهویی خیره شد بهم و گفت یه چیز بگم ناراحت نمی شی کیلگ؟ خندیدم، گفتم بگو. دستشو برد لای موهام. چیلیک. از اولین موی سفیدم عکس گرفت.. بچه ها من زود پیر شدم. با وجودی که فازم هم همیشه ادا پیر ها رو در آوردن بود، بازم زود پیر شدم. آخه لعنتی من فقط ۲۲ سالم بود. فقط ۲۲!! یه سری چیزا رو فکر نمی کردم...
-
Lincoln
شنبه 29 تیر 1398 23:47
شرط می بندم تا حالا هیچ کدومتون آبراهام لینکلن رو درست و آدمیزادانه تلفظ نکردید و "ل" ش رو می خوردید. یه درصد فرض کن من فامیلم لینکلن بود. زمین و زمان رو به هم می دوختم که با این حجم وسواس: + موقع مصاحبه: بنویسید لینکلن. لام داره وسطش. بنویسید لینکلللللللن. ولی وقتی تلفظ می کنند لام می افته. لینکن نیستم. +...
-
Su-su-su-summertime
سهشنبه 25 تیر 1398 21:48
Kiss me hard before you go ...Summertime sadness Think I'll miss you forever ... Like the stars miss the sun in the morning sky Kiss me hard before you go ...Summertime sadness چون شرح حس و حال منه نسبت به این تابستان. نه اینکه صرفا بخوام متن یه آهنگ رو باز نشر بدم. چون دوست دارم دفن بشم توش. چون منم. چون منه. چون...
-
سنگ چین فیروزه ای
جمعه 21 تیر 1398 12:10
وات دا فاک این چیه دیگه نخواهیم هم بریم مجبورمون می کنند آقا من نمی تونم با این کار کنم تمام روح و روانم را بهم می ریزه چه جوری درست می شه دکمه غلط کردم نداره اینو بفهم لعنتی من اگه قرار بود قالب عوض کنم تو پنج سال گذشته می کردم "از در ریدمان از دیوار ریدمان از پنجره ریدمان از سقف وبلاگ هم ریدمان چکه می زند چه...
-
و امروز تولد توست، اگرچه دور، اگرچه دیر
دوشنبه 20 خرداد 1398 15:04
عح دیدی چی شد دی روز نوزدهم خرداد تولد پنج سالگی وبلاگ من بود! از خیلی قبل تر تصمیمم بود تو این تاریخ خداحافظی کنم ازینجا -وقتی که سنش دقیقا رنده و عدد قابل قبول گنده ای هم هست-، حواسم پرت شد یادم رفت منتها. البته چون خداحافظی کار سختی بود قرار بود بیام وانمود کنم که یادم رفته، ولی واقعنی یادم رفت! پیس. بخشی از عنوان...
-
هسته های گوجه فرنگی
یکشنبه 19 خرداد 1398 23:09
من باب ابراز ارادت به هسته های گوجه فرنگی! حس می کنم بهشان بی توجهی شده. برای همین پستش می کنم تا در چشم باشد. شاید که به این نازنین های کوچک خوش مزه توجه بنمایید.