امروز فوتبال نداشت چون روز استراحت بود تا ورود تیم ها به یک هشتم،
و به همین میمنت من برای اولین بار با قیافه ی بازیکنان تیم ملی مون آشنا شدم و اسماشون رو با قیافه شون لینک کردم تو ذهنم. حقیقتا این حجم از عرق ملی که درون خودم یافت می کنم، ستودن داره.
جدی زشته واقعا،
الآن تعداد بازیکن های اسپانیایی که با قیافه می شناسم، یا حتّی آلمانی ها، کم کم ش هفت هشت برابر قیافه ی بازیکنان ایرانی شناس هست تو ذهنم. این یعنی چی؟ من غرب زده ام؟
اصلا نمی فهمم چرا لیگ نگاه نمی کنم. چرا رغبت ندارم. چرا اینقد گارد دارم. یعنی حتی با چه ذوقی از جام ملت ها حرف می زنن و بازم هیچ احساسی ندارم. آره. کوفتش بزنن، من خیلی غرب زده ام.
یک سری جزئیات اند، آزارم می دن.
فراموش شدن آزارم می ده. مثلا اون زمانی که دوم راهنمایی بودم، اینترنت به این وسعت نبود که یه سوال داشته باشی و سرچ بدی یا حداقل من دسترسی نداشتم به این وسعت. یه ساقی داشتم از کل مدرسه فقط همون همه ی هری پاتر ها رو داشت، و ازون کتاب ها رو می گرفتم. یک استرسی داشتم که نکنه اسم یه شخصیت داستانی، اسم یه ورد، یا هر نکته ای رو جا بندازم که تقریبا نسخه ی دست نوشته ی هری پاتر درست کرده بودم واسه خودم.
و الآن هم طبق همون حس، برای مثال تو مغزم کلیک می شه که باید ترتیب حضور بچه های تیم ملی تو برنامه ی ۲۰۱۸ رو حفظ باشم. واقعا نمی دونم چرا! حرص زدن واسه جزئیاتی که سرنوشتشون فراموش شدنه. اهمیتی ندارن که ثبت بشن. نمی فهمم چرا باید همچین وسواس فکری واقعا احمقانه ای داشته باشم! فقط یکی نشسته اون تو دستور می ده که هی تو باید بنویسی ش تا یادت نره. اگه فلان روز دلت خواست بدونی نفر دومی که از تیم ملی اومد تو برنامه ی ۲۰۱۸ کی و در چه تاریخی بود، و یادت نیاد چی؟ و بدبخت هیچکس رو نداری که به این سوال جواب بده و اعصابت خورد می شه و فلان! و در جواب این فکرا هیچ چی ندارم تو ذهنم که باهاش مقابله کنم.
برای همین مجبورم بنویسم ترتیبشونو، چون مغز مبارکم به علل نا معلومی حس می کنه این جزئیات باید ثبت بشن و داره خودشو پاره می کنه و تازه از طرفی خنگ تر از اونه که تو خودش نگه داره اینا رو. ولی نکته مثبتش اینه که شاید کمکم کرد قیافه هاشون یادم بمونه.
1- (پریشب) میلاد محمدی اومد.
2- (دیشب) علیرضا جهان بخش اومد. (که قیافه ی این یکی رو استثنائا از روی تبلیغ شامپو می شناختم!)
3- (امشب) امید ابراهیمی اومد.
4- (امشب) رامین رضائیان اومد.
5- (امشب) سید مجید حسینی اومد.
ای بابا،
این دو تا بازی هم زمان امشب،
لباس های هر دو تا تیمشون قرمز سفیده.
اینور تونس سفید پاناما قرمز،
اونور انگلیس سفید دانمارک قرمز.
دیگه نمی فهمم چی می شه.
گزارش گری تو مغزم این شکلی شده ک:
هورا... قرمزای اینور گل زدن!
هورا حالا قرمزای اونور گل زدن!
این چه وضعیه.
گه گیجه.
اوپس،
همین الآن فهمیدم دو تا دمبله تو جهان فوتبال وجود داره.
یکیش که همونیه که بارسایی ه، یه ماه و اندی از من کوچیک تره و فیکس فرانسه س، با نام عثمان دمبله...
این یکی مال بلژیکه، با نام موسی دمبله... که خدا رو شککککککر این دیگه خیلی پیر تر از منه از جهت فوتبالی و سی سالشه الآن چک کردم.
هجوم دمبله ها خلاصه.
.:. این یارویی هم که تو تبلیغ ایرانسل می آد می گه : "حالا چرا انقد خودشو گرفته؟" کپی یکی از بچه های مدرسه س. که اتفاقا خیلی هم خودشو می گرفت واسه ما. خوبه راضیم... بلایی که سر ما می آورد، دقیقا تو این تبلیغ سر خودش می آد.
.:. این فردی هم که داره لقمه ی آغشته به پنیر سفید آمل رو گاز می زنه تو تبلیغ، شبیه اندی ه. شبیشه ها! شبیه.
هورا، بالاخره یه موقشنگ که قطعی بالا بیاد، پیدا کردم:
مو قشنگ، مو قشنگ حمایتت می کنیم!
یه فامیلی جالب هم پیدا شد تو بازی قبلی، از بین کلمبیایی ها:
من همیشه قاطی می کنم،
حس می کنم لباس تیم ملی خودمونه. بعدا سر فرصت برم مقایسه کنم ببینم چه فرقی دارن.
راستش از نظرم خرج اضافیه اصن،
برزیل، کلمبیا و سوئد هم پولاشون رو بذارن رو هم یه کیت ورزشی زرد مینیونی طراحی کنن و هر سه تا همونو بپوشن دیگه بابا جان.
چیه پول اضافه. وقت اضافه. طراح اضافه.جاش بقیه ی پولا رو بزنن به زخم های اقتصادی کشوراشون.
این همه زور می زنن سه تا لباس زرد متفاوت طراحی کنن که تهش از پشت دوربین بازم همشون زرد دیده می شه. :-"
دو تا سوال خیلی حیاتی دارم:
۱) چرا آهنگ بچه های آسمان رو انداختید رو صحنه تکل ها و دریبل های بچه های تیم ملی و هر پنج دقیقه یه بار پخشش می کنید؟ من مخم قاطی می کنه! قاطی. قاط. قاط. قاطی می کنم. این چه کاریه؟ کدوم یکی از بازیکن های تیم شبیه علی حیوونکی با کفشای پاره پوره ش هستن؟ بیرانوند شاید. که اونو کلا تو کلیپ نذاشتید! می دونی من بچه بودم چقد با دیدن پاهای پر از ماهی علی گریه کردم؟ چرا این کارو با من می کنید؟
۲) چرا تبلیغ روبیکا رو ریختید تو تبلیغ گاج؟ روبیگاج؟ واقعا؟ واقعا؟؟ روبیگاااااج؟! می خوام بدونم!! خود تبلیغ های گاج به تنهایی کشنده نبود؟ خود صدای محمد رضا احمدی که هر فرصتی مثل بی بی دی بابیدی بو می پرید وسط روبیکا روبیکا می کرد کافی نبود؟ روبییییگاااااج؟
۳) می خوام یه پیشنهاد فنی بدم به همه ی قیمه تو ماست ریزنده ها و علاقمندان به رشته ی خطیر قیمه در ماست ریزندگی! بیایید تبلیغ اویلا رو هم بریزید تو تبلیغ فامیلا، منو راحت کنیییید. جون من بیایید.
می دونی چیش باحاله؟
بستگی به زرنگی مسئول تبلیغاتتون داره.
اگه بخواید تیکه ی اول اویلا رو بریزید تو تیکه ی دوم فامیلا، نتیجه ی نهایی تون می شه "اوی" + "لا" یا همون خود اویلا.
اگه بخواید تیکه ی اول فامیلا رو بریزید تو تیکه ی دوم اویلا، نتیجه ی نهایی تون می شه "فامی" + "لا" که می کنه خود فامیلا.
نیم ساعته اینو کشف کردم دارم باهاش ور می رم تو ذهنم و کیفورم.
بیایید سریع تر این قیمه رو بریزید تو ماست. این قیمه و ماست برای ریخته شدن تو هم آفریده شدن. بیایید. بجنبید.
تبلیغشم می شه:
" دی دی دی دی،
دی دی دی دی،
روغنیلا سرخیلا فامیلا!"
وای من چقد خلاقم. من چقد خلاقم. من چقددددددر خلاقم.
.:. پیشنهادات دیگه هم دارم، عطر بیک رو بریزید تو فرش ستاره ی کویر. بعد ماحصل رو بریزید تو تبلیغ نوستالژیگ پنیر پنج ستاره ی آمل. آخخخخپ حالا بعدا دقیق تر مطرح می کنم.
انگلیسی های توطئه گر! انگلیسی های توطئه گر!
الآن می گم اینفانتینو بیاد دو تا بزنه زیرتون که نمی خواید واقعی بازی کنید.
همیشه سیاست مدار بودید.
ورزش سیاست نیست،
خجالت بکشید... بکشیییییید، بکشییییییییییییید!
خود واقعی تون باشید،
من واسه بازی بلژیک انگلیس مثل چی ذوق داشتم.
خودتون باشید.
متئطع ها! (اینو خودم بردم تو باب توطئه :> )
خشک شدم.
اومدم ازش بنویسم،
اینجا هم قطع بود، خشک تر شدم. :)))
به خداحافظی قوچی گفتم احساسی،
ولی این حرکت آزمون اکیه برام. کاملا اکیه.
وقتی قدرتو ندونن دقیقا باید بزنی زیرش.
خیلی وقتا بوده سر فعالیت های مختلف که احساس های ناجور داشتم در مقابل گروه آدمیزاد ها، حس کردم له شدم با رفتارشون حرفاشون و همه چی، هی به خودم گفتم وایسا به وقتش که کارتون گیر افتاد، می ذارم تو کاسه تون،
دقیقا مثل گرگ گرسنه نشستم سال ها انتظار کشیدم که کار کسی که ازش دلگیرم بیفته بهم،
و آی کنفش کنم، آی کنفش کنم...
ولی متاسفانه هیچ وقت قدر سردار آزمون خفن لجندری نشدم که واقعا محتاجم بشن و این شانسیه که داشتنش تا اینجا :)))،
حتی خیلی وقتا که یکی بهم بدی کرده، منو رنجونده، بهم سردرد و طپش قلب اضافه تحمیل کرده،
مثل فیلمای هندی،
قشنگ روزی رو آوردم جلو چشمام که تحصیلاتم تموم شده (به هر حال این رشته ی چرت باید به درد یه کوفتی بخوره) و اون روزی می آد که طرف داره جلوم بال بال می زنه و التماسم می کنه (مثلا پزشک خفنی شدم)، و من بهش می گم متاسفم من نمی تونم کمکت کنم برو پیش یه دکتر دیگه کمکت کنه. شاید هزار تا دکتر ریخته باشه، ولی من همیشه اون یه نفری ام که کمک نمی کنه و می ذاره تو کاسه ش. چون باید یادشون بیاد قبلا چه طور رفتار می کردن.
یه گرینچ تمام عیار دارم تو خودم. قبلا ها از وجودش خبر نداشتم، چون آستانه تحملم بالا بود. هی خودم رو گول می زدم. که منظوری نداشت. شوخی کرد. فلان بود. من بد برداشت کردم.... ولی وقتی دیگه هیچ کدومش جواب نده، وقتی می فهمم توی فرضی از قصد می خوای منو برنجونی و روانم رو دستکاری کنی در صورتی که کوچک ترین کاری باهات نداشتم، خب متاسفم برات چونکه رسما گرینچو بیدارش کردی... و فقط برو پیش خداوندگارت دعا کن کارت به گرینچ نیفته چوونکه بهم ثابت شده کوچیکی ه این دنیای هردمبیل!
این طرز تفکر خیلی لجنیه و بچه گانه س و خیلی چیزا، ولی منم قول ندادم انسان دوستانه رفتار کنم وقتی باهام انسان دوستانه رفتار نشده. وقتی بویی از انسانیت نشنفتم. می خوام بشینم ناله هاشونو ببینم، و یاد وقتایی بیفتم که مثل یه سگ زخمی افتاده بودم زمین و لگدم می زدن و هرچی با زبون بی زبونی عو عو می زدم یکی محکم تر می زدن تو دلم. اصلا مونده تو گلوم. مثل عنکبوت منتظر روزی نشستم که بیان و توی تار های تنفری که از خودم ترشح کردم بیفتن.
خلاصه، آره مردم با آزمون بد تا کردن، خیلی داغون،
و این جوابیه شه. بکشن حالا!
باید خفن باشی،
بعدم بزنی زیرش.
و حالا یابو بدو علف بدو.
حس انتقام خیلی شیرینه.
حالا سماق بمکند با تیم بدون سردار.
تیم مون دیگه سردار نداره، می فهمی این یعنی چی؟ فاجعه س. بیست و سه سالشه و اینجوری ش کردیم. فقط بیست و سه! واسه یه فوتبالیست این عدد دقیقا همون لحظه ی شکوفایی شه. بعد مثلا وقتی بازتاب جهانی پیدا کنه این شکلیه:
"سردار آزمون از فوتبال ملی کناره گیری کرد،
چوونکه ملتش فحش کشش کردن."
.:. هر چند حدس می زنم برگرده. خود زیدان و مسی هم از تیم ملی خداحافظی کردن و برگشتن، غریب نیست... باید نظاره کنیم.
.:. و عنوانم چقد ایهام داره با حال و هوای این روزا. بچه ها، همه تون یه موفق باشید گنده، البته ازون واقعی هاش نه ازون ته برگه امتحانی ها.
آقا اینقد بازیش ندادن، که خداحافظی کرد.
ولی می دونی به نظرم دیگه ازین لوس گری ها نداره،
یکم احساسی برخورد کردنه نسبت به منطقی تصمیم گرفتن،
خود منو هزار بار تو هزار موقعیت مختلف بازی ندادن،
تحویلم نگرفتن،
فلذا به عنوان یه لاستیک زاپاس ابدالدّهری عرض می کنم...
احساس فوق العاده گندی داره،
اعتماد به نفست که رسما ریش ریش می شه،
و اصلا حالت از موجودیت خودت به هم می خوره،
ولی خب گاهی باید قبول کنی دوستت ندارن و به کار نمی آی،
اصلا آدم بغض می کنه ها...
ولی خودت باید خودتو بکشی کنار قبل اینکه بزنن درت،
بار اولش فقط خیلی سخته،
چون عادت نداری که تره برات خورد نکنن،
ولی کم کم عادت می کنی،
این گوچی بار اول بوده که نادیده گرفته شده و الآن فیوز پرونده،
و باز کم کمش آقا حداقل قوچی دعوت شد به تیم ملی،
اونایی که انتطار می رفت و در کمال ناباوری نشدن چی بگن،
از نظر مربی،
تو جام دو هزار و چهارده باید اونقد بهت بازی می دادن،
تو جام دو هزار و هجده باید نیمکت می موندی،
قبولشم سخته،
که هی منتظر باشی به درد بخوری ولی نخوری،
ولی همینه دیگه،
مربی صرفا حس می کرده بهتر از تو وجود داره،
و این به معنای گند بودنت نیست.
الآن مثلا ترشتگن هم بیاد خداحافظی کنه؟
طرف دروازه بان فیکس بارساس،
ولی یوآخیم لو یه بازی هم بهش نداد تو جام،
و تهش درست مثل ما دماغ سوخته برگشتن خونه شون،
چرا چون ترشتگن بد بود؟
گلر پر افتخار ترین تیم لالیگا بد بود؟
نه خیر،
صرفا چون لو حس می کرد نویر بهتر تره.
قبول این جمله واسه افراد کمال گرا خیلی سخته،
انگار که بهشون فحش داده باشی،
نمی تونن قبول کنن توی بهترین ها، "بهترترین" نباشن.
کاش یکی کنارش باشه که همین یه جمله رو بهش بگه:
"تو بد نبودی گوچی، فقط از نظر مربی بین بهترین ها،بهتر ترین نبودی."
یا شاید اصلا بهتر ترین هم بودی، ولی صرفا به کار تیم نمی اومدی.
.:. آقا کو اون روزای بلند تابستون؟ اصلا حتی وقت نمی کنم اون طور که دلم می خواد وبلاگ رو به روز رسانی کنم. بر خلاف اسمش اصلا بلند بودن روز رو حس نمی کنم. زود تموم می شه. الآن هنوز اینقدر محو صحنه های بازی آلمان کره هستم که نمی تونم ذهنم رو جمع کنم ازش بنویسم. و اینقد فاز داد، جای کل بازی ها باید ازین نوشت، خیلی ناب بود... وااای.
یه دوست آلمانی داشتیم نمی دونی نامرد دیشب چه جوریییی لحظه شماری می کرد واسه حذف آرژانتین و مسی. کجایی الآن دقیقا کجایی؟ شوکولات بدم عمویی؟
آخیش آرژانتین هرچند خیلی شانسی ولی صعود کرد و هالدورسون ایسلند حذف شد متاسفانه.
حداقل یه شب می شه کمتر رفت زیر پتو!
خواستم بگم به نظرم مارادونا اگه ازون سیگار گنده ها نمی کشید، خیلی بیشتر از چیزی که انتظارش می ره عمر می کرد. چون از نظر روحی که هیچی رو نمی ریزه تو خودش. طرف اینقدر فیشال اکسپرشن داره و راحت خودشو خالی می کنه در هر لحظه و بادی لنگوئیج هم که فول. خیلی واکنش هاش باحال اند بعضا گاهی هم خیلی اگزاجره اند حتّی. صحنه ی دست زدن و خوشحالی کردن امشبش با آهنگ جام جهانی تلاقی کرده بود و واقعا قشنگ شده بود...
رلستی می دونستین احتمال داره مسی و رونالدو به هم بخورن تو یک چهارم؟ چه حیف.
.:. راستی اگه اشتباه نشنیده باشم شبکه ورزش گفت ملی پوش ها امشب بر می گردن ایران! چه زود. یکم تفریح می کردن اونجا بابا. من که راضی بودم بودجه خرج شه واسه این کار.
طرف زنش کلمبیایی ه،
خودش آرژانتینی،
هم تیم ملی آرژانتین دعوتش کرده واسه جام،
هم تیم ملی کلمبیا!
بعد تو این خونه یه در ترشی هم نمی دن من باز کنم در سطح جهانی هم به عنوان تروریست شناخته می شم.
آخه یه نفر دو تا دعوت نامه ی جام چهانی داشته باشه؟
ای خداوندگار! ای خداوندگار! دعوت نامه های من کجان پس؟
شدیدا نمی خوام!
شدیدا قبول نیست!
به قول عادل، فقط بگم آخییییییش.
هوادارای آرژانتین نفس راحت بکشن.
دم
بازدم
دم
بازدم
هووو
# اولین مساوی صفر صفر جام بالاخره امروز در مسابقه ی کسل کشنده ی فرانسه و دانمارک ثبت شد. ده بار وسطش خوابم برد یعنی! بعد سی و شش بازی پیاپی بالاخره یه صفر صفر! این قدر این رکورد طول کشید، که مطمئن شده بودیم این بازی ها طلسم شده س و دیگه هیچ بازی ای صفر صفر نمی شه.
سوال- چرا اسپانیا به عنوان تیم اول گروه B صعود کرد، حال آنکه اسپانیا و پرتغال هر دو در اثر تقابل ها ۵ امتیاز به دست آورده، و تفاضل گل هر دوی آن ها نیز یک بود؟
جواب - چون در چنین شرایطی، بر اساس تعداد کارت های زرد و قرمز قضاوت می شود. اسپانیا در دور مقدماتی تنها یک کارت زرد، و پرتغالشش کارت زرد کسب کرده بود، که چهار عدد از این کارت های زرد در تقابل با تیم ملی ایران بود. تازه رونالدو خیلی شانس آورد قرمز نگرفت دیشب.
.:. بچه ها مسی شاید تا یکی دو ساعت دیگه حذف شه، از طرفی من ایسلند رو هم خیلی دوست دارم. ولی می دونم تهش هیچ کدوم ازینا نمی شه و نیجریه می آد بالا. :-"
کاش اگه آرژانتین نیاد بالا، ایسلند بیاد حتما. هالدورسوووووون بیاد. دروازه بان مسی اینام عوض شد و کابایرو رو نیمکته الآن. :D
بچه ها کیروش، می دونی چی کار کرده؟
همین پنج دقیقه پیش،
برانکو رو شست، پهن کرد رو بند رخت.
هم اکنون برانکو در حال خشک شدن رو بند رخته.
جوووون.
و چون لایو بود، دیگه نتونستن کنترلش کنن و نسبتا خوب تخلیه شد.
چقد خوب مصاحبه می کنه،
و چقد سلیس حرف می زنه انگلیسی که منم می تونم بفهمم و حال کنم باش.
اصلا موقعی برانکو تیم ملی بود، اعصابم خورد می شد.
بره همون پرسپولیس.
کیروش خیلییییی خفنهههه،
و البته خفنم بش پول می دنا. :D
و اگه ما تو گروه مرگ نمی افتادیم این حیوونکی ها تا آخر عمرشون تو لیگ داخلی تلف می شدن و کسی نمی دیدشون.
مرسی گروه مرگ.
به نظرم گروه مرگ... این یه لطف بود که در حق ما شد، می رن و تجربه جمع می کنن از لیگ های خارجی و این میشه نقطه ی عطف فوتبال ایران! اون اولش که قرعه دراومد اکثرا همه بهش گفتن بد شانسی، من فقط هول کرده بودم که گل نخوریم، وگرنه واقعا خوشحال بودم که مجبور نیستم بازی های کسل کننده نگاه کنم و خیلی حال کرده بودم با قرعه. مثلا بازی ایران و بوسنی رو واقعا زورکی نگاه کردم و خوابم برد وسطش.
نقطه ی عطف تیم ملی فوتبال ایران، دقیقا فیفا بیست هیجده می شه و چون جوونن جام جهانی های بعد تر می تونیم واقعنی به برد هامون افتخار کنیم. نه به باخت هامون.
میگه امید ابراهیمی می خواد بره بوندس لیگا.
فرض کن اگه تو این گروه نمی افتادیم، هیچ کی نمی فهمید این بنده های خدا هم آدمن و بلدن دو تا بزنن زیر توپ!! دیفالتشون این بود که تروریست های آدم کش روانی جنگ افروز!