بچّهههههه ها اینو یادم رفت بنویسم،
مو قشنگ تو بازی دیروز گل زد و من اونور خونه اینترنت نداشتم لایو برم واستون...
هورااااااااا.
بلژیک بالا اومد پس حکم اینه که هنوز حداقل یه موقشنگ داریم تو جام.
یه مِم (meme - تو فارسی معادل نداره؟ بگیم لطیفه؟) دیدم، دلم رو برد.
نوشته بود:
تعداد سیو های لوئیس سوارز در جام جهانی ۲۰۱۰ -----> یک عدد
تعداد سیو های داوید دخه عا در جام جهانی ۲۰۱۸ -----> یک عدد
ینی مهارت یه فروارد تو دفاع از دروازه با مهارت های دروازه بانی دخیا برابری می کنه.
اون موقع که کار اسپانیا کشید به پنالتی، دیگه می دونستم حذفه. نشستم فقط آخرین لحظه های حضور تو جامشون رو نگاه کردم و بیشتر از همه تصویر اینیستا رو تو ذهنم ثبت کردم. خصوصا سر پنالتی آخر که دوربین زوم کرد روش و دلش رو نداشت... پشت کرده بود به دروازه. خیلی تلخ بود.
دو تا بازی رو هنوز نتونستم هیچی بنویسم ازش. اولی شبی که اسپانیا حذف شد و دومی شبی که آلمان حذف شد.
و فکر نکنم بشه هم نوشت.
خصوصا از شبی که آلمان حذف شد و کلوزه رو نیمکت تماشاچی ها بود.
می بینی؟ مهم ها از دست می رن و خشک می شن، شاخ و برگ ها جون می گیرن.
سوئد برد. ۱-۰ شد.
و از امروز معیار افتراقی من واسه تشخیص سوئد از سوئیس بدین صورت می شه که : اون کشوری که زلاتان داره با اون کشوری که زلاتان نداره!
البته امروز هیچ کدومشون زلاتان نداشت، ولی به هر حال!
راستی پنالتی باید این شکلی باشه... مثل پنالتی دقیقه آخری که نزدیک بود واسه سوئد بگیرن. تو خیالت از همه چی راحته و بهت می گن بیا با خیال راحت این یه توپ رو هم گل کن فاز بیشتری بده پیروزی ت. تو این شرایط نه مسی نه رونالدو پنالتی خراب نمی کنن.
یه بازی داشتم زمان دار بود،
تایمرش که خنثی می شد بهم می گفت حالا که ماموریت انجام شد برو با خیال راحححححت هرچی دلت می خواد سکه و الماس جمع کن بخور.
یکی از بازی های محبوبم بود...
سخت شد،
من الان می خوام بازی سوئد و سوئیس رو پیش بینی کنم،
مخم به هم گره خورده و دارم فکر می کنم... چون نمی دونم همزه چندمین حرف الفبا بود!
همزه رو همون "ی" حساب کنم؟
اصلا تو حروف الفبا که همزه نداشتیم. داشتیم؟
ما اول دبستان بودیم به زور به زووور می گفتن همزه حذفه، مال قدیمی ها بوده، شما ها که نظام جدیدین همه ش رو بریزین دور...
یهو اومدیم راهنمایی همه چی همزه داشت.
از دنیایی که همزه توش قدغن بود وارد دنیای همزه واجب شدیم.
چیزی که قرار بود وانمود به وجود نداشتنش کنیم، تو همه جای کتاب ریخته بود. اصلا یه وضعی.
حالا الآن اینجا کارمون راحت شده هر دوتاشون همزه دارن،
سوئد و سوئیس.
ولی کلا پرسیدم روانم شاد شه.
.:. راستی یادتونه گفتم من سوئد و سوئیس و ایسلند رو شدیدا قاطی می کنم؟ می تونید از دریچه ی چشمای من به تیم های بازی امروز نگاه کنید؟ ولله که خیلی گیج کننده س. دو تا کشور که از نظر من تا الآن هر دو تا یکی بودن و هر وقت دلم خواسته اسم یکی رو جای اون یکی گذاشتم، افتادن با هم و باید افتراقشون داد! یا اکثر امام زاده ها....!
می دونستید رنگ توپ جام جهانی که اسمش تل استار باشه، تو مرحله های مختلف عوض می شه؟
من خودم دقت نکرده بودم به جام های قبلی، شاید اون زمان هم این طور بوده و ما نمی دونستیم.
ولی این توپ الآن تو مرحله ی گروهی نقش و نگار روش سیاه بود،
الآن تو یک هشتم قرمز شده.
و من حدس می زنم فینالش آبی باشه.
واسه یک چهارم و نیمه نهایی هم ایده ای ندارم. سبزی نارنجی ای چیزی مثلا؟!
ژاپن تو دقیقه ی نود و سه گل خلاصی رو خورد.
وقتی که بلژیک به اصطلاح کام بک کرد و دو تا گل جبران شد و تو دقیقه های اضافه یکی هم پیش افتاد.
وقتی که داور واسه بازی چهار دقیقه وقت اضافه گرفته بود و سه دقیقه ش گذشته بود.
ایزوفاگوس گفت :آخی.
بهش گفتم :
"نگو آخی،
می دونی این تیم تیم کیه؟
تیم کاپتان سوباساس!
می دونی اگه سوباسا اوزارا اینجا بود الآن چی می گفت؟"
با خودم ادامه دادم:
" اگه سوبا اینجا بود و تیم ملی ژاپن تو دقیقه ی نود و سه یه گل می خورد،
بر می گشت به هم تیمیاش می گفت:
هی بچه ها! بجنبید ما هنوز یه دقیقه وقت داریم،،،، ما هنوز نباختیم. توپ دوست مااااست...!
و هم زمان با اکو شدن صدای سوبا،
عمو جان از توی تماشاچی ها داد می زد : سوبا تو می تونیییییی،
ازون ور چشمای تارو خرگوشی می شد،
قلب میزوگی هزار بار می گرفت و باز به زور لشش رو روی زمین می کشید،
و واکی با کلاهش ور می رفت،
و چتری مو های واکاشی زوما مثل تیغ می درخشید،
و ماتسویاما هی آخ و اوخ می کرد از جای زخم هاش ولی خم به ابرو نمی آورد،
و تاچی بانا ها مثل سنجاب می پریدن رو سر و کله ی هم،
و کاکرو یوگا، چشماش گرگی می شد و به روی خودش نمی آورد،
و ایشی زاکی هم از تو محوطه ی دفاع واسه سوبا که تو محوطه ی جریمه ی حریف وایساده، داد می زد : سوبااااسااااااا و جانفشانانه خودشو می نداخت جلوی توپ."
و همون یه دقیقه اینقدر کش می کشید که دو تا گل بزنن و برنده بشن تهش.
که البته اون کارتون فرق داره با دنیای هاپر رئال ما، و امروز تیم سوبا اینا باختن. 3 - 2 باختن. چقدم تلخ باختن. این تیم فقط یه سوباسا کم داشت.
اولش که بلژیک دو تا خورد داشتم فکر می کردم اگه بلژبک ببازه بیام پست بذارم : خب دیگه من واقعا نمی دونم کدوم تیم قهرمان جام می شه.
.:. دیروزم هر بار که می شنیدم اشمایکل،
یاد اشنایدر سوباسا اینا می افتادم...
با وجودی که پست هاشون زمین تا آسمون فرق داشت ...
چقدر من اشنایدر رو می پرستیدم به عنوان یه حریف.
عاشق تقابل سوباسا با اشنایدر آلمان ها بودم.
اگه بازی بود تا آخر دنیا می شستم مسابقه ی ژاپن آلمان رو نگاه می کردم.
از پی یر هم حالم به هم می خورد، که باعث شده همین الآن هم از تک تک تار و پود فوتبال فرانسه متنفر باشم.
هیشکی اینو نفهمید... من هیچ وقت دلیلی واسه متنفر بودن از تیم ملی فرانسه نداشتم به جز پی یر.
از همون زیدان هم به خاطر پی یر متنفر بودم.
حالا می دونم دیگه همین فرانسه ی عزیز دلم، امسال قهرمان می شه که کهیییر هام قشنگ تبدیل به پاپول و ماکول و وزیکول و پوسچول بشن و کیف کنم!
یعنی الآن که دیشب اسپانیا حذف شد، وضع ذهنی م اینه که تو رو خدا هر کی دوس دارین قهرمان بشه فقط فرانسه نشه. یکی فرانسه رو بگیره.
.:. و دیدی چی شد؟ اینقدر هیجان زده ام واسه بلژیک و برزیل.
ای کاش سریع تر بتونم خودمو بندازم تو چرخ گوشت ریز ریز شم،
چوونکه اینیستا رسما از تیم ملی هم رفت.
ای دنیا.
جدی چرا نمی شه هیچ واکنشی بیشتر از این نشون داد؟
قلبم چروکیده شده. باید یه واکنشی بالا تر از این باشه. بالاتر از نوشتن. که نیست.
اصلا دیگه نوشتن خیلی چرت شده.
همه دارن می رن...
همه دارن می میرن...
اینم یه نوع مرگه. تو که تو روز مرگت نمی میری. به عنوان یه قهرمان مردمی، دقیقا تو روزی می میری که مجبور بشی بگی خداحافظ. تو روزی می میری که دیگه جلو دوربینا نری.
به این فکر می کنم که تو اسپانیا، اینیستا شیش بود، ژاوی هشت بود.
تو بارسا بر عکس می شد، ژاوی شیش بود، اینیستا هشت بود.
وقتی ژاوی رفت من سعی کردم تو ذهنم جاشو با شماره پیرهن این یکی پر کنم. چون شماره هاشون هی با هم شیفت می شد.
ولی الآن دو تا جای خالی ه! که اگه بخواد پر شه باید با اون بازیکن حاذقی پر شه که دیروز پنالتی خراب کرد!!
من واقعا چشمشو ندارم این شماره ها رو به تن کس دیگه ای ببینم. ای کاش دیگه تیم اسپانیا منحل شه. بارسا هم تموم شه. همه چی تموم شه...
جدی می گم،
این حرکات مستانه ی عادل فردوسی پور ما رو می کشه تهش.
اینقدر خندیدیم که تقریبا برای الآن و این لحظه شست برد واقعا.
اگه بخوام براش لقب بذارم بهش می گم بامبی_مست.
به اندازه ی یه بچه آهو کودکه ( کودک یعنی کودک در حد لالیگا اسپانیا ... به طرز شیکی کودکه)
که عاشق این حالت بامبی وارشم،
چموشانه،
و بعضا حرکاتی می زنه و طوری هیچی به کفشش نیست رو آنتن که گویی مست کرده.
خیلی عشقه به خدا. دمش گرم.
یعنی اون بسته ی قوّتو رو جوری مثل ساقی ها می گیره دستش، ما با همون حرکت نیم ساعت رو خنده بودیم اینور.
یاد دوران خیلی خیلی دور می ندازه منو. اون زمان که به ترک لای دیوار هم می خندیدیم.
نمی دونم چی شد... من عوض شدم... بچه ها عوض شدن... دیگه اون حالت مُرده و از هر هزار آدم فقط یه نفر که فردوسی پور باشه می تونه فرای هر اتفاقی، این شکلی اینقدر شیک اون حالت نوجوانی ش رو حفظ کنه که واقعا ستودنیه.
شاید منم اگه دور و بری های الآنم یکم آدمای شاد تری بودن و این قدر عصا های مختلف قورت نداده بودن، هم چنان می تونستم مثل یه بامبی جست و خیز کنم و مست باشم و بخندم و مثل اون زمان کف سالن طبقه یک مدرسه جلو در کلاس سومی ها از خنده ولو شم و ناظم بیاد با کاردک از جلو سایت جمعم کنه. چه دلقک های بی غمی بودیم یادش به خیر.
یادمه یه روز تمام از دوم راهنمایی رو فقط به این خندیدیم که یکی از بچه ها رفت بیرون و موقع برگشت پاش گیر کرد تو کوله ی بغل دستی من و ولو شد کف کلاس. تمام اون روز ما بر می گشتیم سال اولی یا سومی پیدا می کردیم بهش می گفتیم هی تو! یه خبر مهم! می دونی فلانی پاهاش گیر کرده تو کیف؟ و بعد مثل روانی ها می خندیدیم به این حقیقت. یا حتی خود طرف، اخر اون روز اینجور شده بود که واااای من پاهام گیر کرده تو کیف! چه جالب. ها ها ها چون من پاهام گیر کرده تو کیف.
روز بعدش رو تماما به این خندیدیم که یکی اومد جریان رو واسه غایب کلاس تعریف کنه، به جایی که بگه "کیلگ پاش گیر کرد تو کیف" برگشت گفت "کیف پاهاش گیر کرد تو کیلگ."
ما به همین یه جمله یه روز تمام خندیدیم. هی تو گوش هم تکرارش می کردیم و شیهه می کشیدیم از خنده. و دفعه ی بعدی که یکی تو گوشمون می گفت نه تنها تکراری نمی شد بلکه خنده دار تر می شد و دیگه تعادل هامون رو از دست می دادیم و کف سالن دراز می کشیدیم.
بعد ببین خنده که می گم... خنده ی معمولی نه ها! خنده ی با کلاس نه ها!
دقیقا خنده ی احمقانه که بعد نیم ساعت رسما نمی فهمی دیگه داری به چه علتی می خندی ولی بند نمی آد و می زنه به دیافراگم. خنده ی مسری مرگ آور! انگار که ازین گاز های خنده آور که تهش به مرگ ختم می شه استشمام کرده باشی.
خلاصه آره دلم تنگ شد.
متاسفم که دارم اینو می گم،
رامبد اداشو خوب در می آره،
این فردوسی پور خودشه ولی.
یعنی دیگه لحظه ای بود که داشت واسه خودش کاملا کار خودش رو می کرد و فارغ تو دنیای خودش بود و اون رفیقش که کلی ازش جوون تره سعی می کرد به طرز افتضاحی جدی باشه و برنامه رو جلو ببره که اصلا مهم نبود واسه خود فردوسی پور!
فردوسی پور بیا یادمون بده،
چه جور؟ چه جور، این جور؟
منم بازی؟!
تو رو خداااا دستم به دامنت! منم بازی.
کهههههییییییییییییر
زیر قوزک داخلی پام سه ساعته خاریدن گرفته
بمیییییییییییرهههههههههههههههههه
وای من عاشق فکت هایی ام که وسط گزارش کردنش می گه.
گوگل می فرماند که پیمان یوسفی نام داره.
من فقط صدای فردوسی پور و مزدک میرزایی رو بلدم تشخیص بدم فعلا!
ولی خیلی خوبه اطلاعات عمومی ش سرحال می آره آدمو.
مثلا این دو تا فکت رو گفت:
۱- مربی اروگوئه سندروم گیلن باره داره! آقا گرخیدم... ما اینو فکر کنم تو ژنتیک یا ویروس شناسی خونده بودیم در همین حد یادمه که خیلی بد بود تهش آدمه خفه می شد درمانم نداشت. طرف با این بیماری مربی تیم ملی عه. بعد من تو جوونی هامم به درد خاصی نمی خورم، ورژن گیلن باره دارم که بماند.
۲- پدر یکی از بازیکن ها به علت علاقه ی وافرش به یوهانس کپلر اسم بچه ش رو این شکلی گذاشته. متاسفانه اینقد این بچه حرف می زنه نفهمیدم کدوم بازیکن. شاید په په؟!
گزارشگر فرمودند،
که رونالدو اعلام کرده،
"ریش هامو تا پایان جام جهانی نمی زنم."
این پست صرفا نقل به مضمون بود و هیچ ارزش مادی و معنوی ای ندارد.
+(صرفا اگه خواستین سرعت رشد ریش بر ثانیه ش رو محاسبه کنین .)
فردوسی پور می گفت تنها چیزی که می تونه درد مسی رو آروم کنه،
اینه که امشب رونالدو حذف شه مقابل اروگوئه! :)))
آخه واقعا به نظرت مسی این شکلیه؟ نیس، تو ذهن من که نیست.
ولی بازم به نظرم رونالدو می باااازه امشب. بابا اروگوئه یه باخت نداده تا حالا. حالا اینم هست گروهش آسون بود و یوزپلنگی چون ایران نداشتن تو گروه،
ولی بازم نه امتیاز خیلی خفنه.
.:. راستی داشتم فکر می کردم من همین که اون پرچم های اول بازی رو بهم بگن بیا برو گوشش رو بگیر واسم کافیه. تقاضای زیادیه یه گوشه ش رو هم بدین من بگیرم؟ حالا مربی و بازیکن نخواستیم بشیم.
من شکل گارفیلدم؟
من شکل گارفیلدم؟!!
خودت شکل گارفیلدی! :<
مسخره ی بی مزه.
" اینا همه ش ماهیچه س."

آقا مسی حذف شد. چهار سه شد!
چقد از تنهایی هاش غمم می گیره.
تازه اون گل دقایق اصافه رو اگه اگوئرو نمی زد من الآن ۱۴ امتیاز گرفته بودما!
ببین همین که همه تیم آرژانتینو،
مسی صدا می کنن خودت باید بگیری ینی چی.
مثلا ما داشتیم سر و صدا می کردیم،
مادر پرسید بازی کی و کیه؟
گفتیم آرژانتین فرانسه.
گفت خب فرانسه چند تا زده؟
گفتیم چهار تا.
پشت بندش پرسید خب حالا "مسی" چند تا زده؟
یا مثلا من خودم می خواستم برنامه ی بازی ها رو بگم به کسی، گفتم امروز عصر مسی و فرانسه بازی دارن.
خب تا اینجاش که قهرمان و نایب قهرمان جام ۲۰۱۴ حذف شدن.
طبق قرعه ی فینال دیستینیشن هم که بریم جلو، مرگ بعدی مال هلند و برزیله. هلند که اصلا به جام نرسید! پس برزیلی ها، برید فرار کنید زیر پتو هاتون از همین الآن.
و چقدرررر چقدر گل دی ماریا خوب بود. از بیرون. ازون فاصله. کیف کردم. کاش بلاگ اسکای یکم دستمون رو بیشتر باز می ذاشت تا گلش رو می ذاشتم. اینجاست که راحتی استفاده از تلگرام خنجر می شه می ره تو قلبت.
نمی شد فغانی اون پنالتی رو نگیره؟ آره می دونم، حقشون بودا... ولی کاش نمی گرفت ته دلم می گه مسی نباید حذف می شد تازه حرف خداحافظی ش هم هست. به نظرم اگه به پنالتی می کشید مسی اینا می شد ببرند.
ولی خوب وجدانا آرژانتینم حقش صعود نبود. چیه دفاعشون. من همین الآن بهتر از مدافع هاشون دفاع می کنم. نون نخورده بودن. هی جا می موندن...
بچه ها بچه ها!
ملکه ی زنبور ها حذف شد. ای بابا.
حیف شد. افتاده بین یه مشت آدم که نمی ذارن شکوفا شه.
یعنی مثلا نیگا، شاید اگه از اول مسی رو بر اساس عملکردش تو این تیم می خواستند بسنجند، اصلا بازیکن مشهوری نمی شد و دیگه اسم لیونل مسی پشت پیرهن هر بچه ای نمی بود.
محیط خیلی در شکوفایی تاثیر داره.
می تونی مسی باشی با این حجم تکنیک ولی حذف شی تا وقتی دور و بری هات این شکلی چپر چلاق اند...
جدول به زودی ضمیمه می شود/ در دست آپلود/صبور باشید.
به روز رسانی:

آقا الآن که خوابم می آد،
ولی یه روزی می آد،
اگه زنده موندم می آم کاملش می کنم این پست رو،
و چیزی که تو سرمه رو می نویسم واست،
یه شب تا صبح کامل برات می نویسم،
من از احساس خواهم نوشت،
از احساسی که هر کی رد شد تجویز کرد از سرت می پره،
و نپرید...
ولی امشب نه،
یه شب می آد که سنگامون رو وا می کنیم،
اون قدر که تمام حرفای دنیا تموم شن،
و کیبورد های جهان از کار بیفتن و دکمه هاشون صدا تلق زدن بده.
کلّه مکعّبی من...! 3>