Everything but Nothing

#خب عنوان با آدم حرف می زنه دیگه#

Everything but Nothing

#خب عنوان با آدم حرف می زنه دیگه#

نیناش ناش

آبروم رفت. رفت. رفت. رفت. :#

بابام رفت بیرون سر کار، بش گفتم آره منم دو دقیقه دیگه باس برم...

تو اون مدّتی که داشتم لباس می پوشیدم نمی دونم چرا با صدای کاملا بلند داشتم نیناش ناش ساسی مانکن می خوندم واس خودم. خب به من چه فکر می کردم کسی خونه نیست...

بعد رسیده بودم به تیکه ی:


"چی شده؟ کسی نیگا نیگا کرده تو رو؟ 

برم کنم ادبش؟

دکتره!

برم در مطبش؟

قلدره!

بزنم تو دهنش؟

وای بزن زنگو..."


آره دیگه یک هو به خودم اومدم دیدم پدر تو چهارچوب در ایستاده با یه قیافه ی مات و ماسیده نگام می کنه و دهنش قدر کروکودیل وا شده و می گه : "راستی ماشین استارت نخورد!!! با کی حرف می زدی؟"


مگه ول می کرد... می گفت بیا بگو چی شده؟ مشکل چیه؟ :)))

بش گفتم هیچی جون خودم داشتم آهنگ می خوندم.

داغون شد ینی. :)))

یه نگاه غم باری به آسمون کرد که ینی " خدایا! آخه چرااااا؟ چرااااا مننننن؟" :دی

نظرات 7 + ارسال نظر
دال سه‌شنبه 12 دی 1396 ساعت 09:24 http://neinteen.blogsky.com

:)))))))))))))))))))))))

دنیا به روت بخنده.

Shayan سه‌شنبه 12 دی 1396 ساعت 09:29 http://florentino.blogsky.com

هم سن های تو برادر جان داریوش ضجه میزنن تو نیناش ناش ساسی مانکن؟؟
کدوم خانومه با تو جوره؟؟
همون که موهاش طلایی صاف و ترجیحا بوره؟؟
تازه عاشقش هم هستی و دنبال تایید بقیه ای و توو روی بابات میگی قبوله؟؟
.
.
.
الله اکبر از از دهه هفتادیا...
اصن آه از این دهه هفتادیا...آههههههههههههههااا
.
.
17175

ناخونای مصنوعی شم اصله...
صورتیه رنگ پالتوش...
نیناش ناشم بلده. :-"

باوشه، دهه ی هخامنشی. تو خوبی. :-"
من خیلی وقته واس یه نفر آه نکشیدم... جا شه؟

استامینوفن سه‌شنبه 12 دی 1396 ساعت 12:18

ولی خب این اهنگا خوب یادت موندن آااا

مسئله ی یاد موندن نیست، مسئله ی خاطره س ک آهنگ رو پر رنگ می کنه و تو ذهن ثبت می شه. قدر برگ های یه درخت کاج با این رپ های قدیمی من خاطره دارم. اصلا اشک در چشمم حلقه می زنه وقتی یکی شون رو بعد مدّت ها می شنوم. دیوانه م می کنه دیوانه. ینی تو حتّی بگو تتلو. من می گم دیوانه می شم با یه سری آهنگ هاش. خاطره س اینا همه ش. هاعییییی.

شهرزاد سه‌شنبه 12 دی 1396 ساعت 15:33

دو نیم شدم از خنده کیلگ

مفتخریم شهرزاد!

شن های ساحل سه‌شنبه 12 دی 1396 ساعت 15:36

:)))))))))))))یکم بیشتر براشون آهنگ بخون خانواده عادت کنن خب

اصلا فکر کنم اوّلین بارش بود خوانندگی م رو دید. :))))
روم نمی شه. فرض کن. من شخصیتم خیلی مخوفه این ور مانیتور. :)))
بعد پدر و مادرم هم بسیار جدّی اند اصلا شوخی پوخی حالیشون نمی شه روح شون کاملا خشک و شکسته س به نظرم.

نارنجی سه‌شنبه 12 دی 1396 ساعت 16:08

حالا اون وسط خودتم مشغول نیناش ناش نبوده باشی صلوات

اتّفاقا من کلا بر خلاف ژن های به ارث رسیده م، اگه بخوام هم عرضه ی نیناش ناش کردن ندارم. :)))
تو عروسی ها همیشه دوست داشتم دیجی بشم فقط.

beny20 سه‌شنبه 12 دی 1396 ساعت 16:37 http://beny20.blogsky.com


مگه نمی دونی این آهنگ ها اثر منفی میذاره ،
چرا آخه با خودت اینکارو می کنی ... توبه کن توبه ...
.
.
راستی بابت عکس دیشب هم ممنووووؤووون .

چاکریم، قابلی نداش. هفتاد و هفت هزارتو برات بگیریم ایشالّا روزی.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد