Everything but Nothing

#خب عنوان با آدم حرف می زنه دیگه#

Everything but Nothing

#خب عنوان با آدم حرف می زنه دیگه#

میومیوما

خاطره تعریف کنیم، فضا تلطیف شه یکم.


یه استاد داشتیم،

جوان؛

و بسیاااااار عشوه ریزنده.

آقا تو دو تا جلسه ی کلاسش ک شرکت کردم، زیر پوستی کیفور شدم.

هی می گفت "میومیوما"،

و من  اینو هی می شنیدم،

به خودم می گفتم عح موش نخوردش چقد قشنگ میو میو می کنه استادمون. :{ 

فرض کن با یه صدای زیر و عشوه. "میاووووومیاوووووو ماو."


یعنی یکم خجالتی نبودم، پتانسیلش رو داشتم ک ده دور سر هر کلاسش دستمو ببرم بالا و با همون عشوه ی خودش بک بدم ک :"اُستاااااااود! می شه  دوباااااااوره تلفظ کنید اسم بیماااااااوری رو؟"

واقعا دیگه واسم جا افتاده بود این بیماری میومیوما و تلفّظ مخصوص استاد.


تا که رسیدیم به شب امتحانش،
اصن خورد تو پرم.
و نفرین بر اون جزوه ای ک هر چی توش گشتم میو میو نداشت.
یعنی تا اون لحظه از کل کلاس فقط میو میو کردن استاد رو آموزیده بودم و حس کردم کلاه رفته سرم. گشاد.

EVERY BODY REPEAT AFTER ME:
"LIOMYOMA"

واقعا به صورت اکادمیک پذیرفته بودم بیماری میو میو داریم. اصلا خیلی هم عادی بود بیماری میو میو. کلّی هم حال می کردم با اسمش.... آقا پکر شدم. هعی. سیگار لطفا. اصلا دیگه از درسش هم متنفّرم. ذوقم رو خشکوندند. 

.:. بیماری جدیدی چیزی تو فامیل یا آشنا ها کشف نکردید من نام گذاری ش کنم میو میو سیخم بخوابه؟