این اخرین انتخاباتیه که من افیشالی نمی تونم رای بدم. :)))
واقعا نمی دونم با این شتر فارغ التحصیلی که سر راهم خوابیده گریه کنم یا بخندم.
مگوریوم از رزیدنتمون می پرسید، به نظرت شماره نظام بچه ها (به من اشاره کرد) به دویست هزار می رسه؟
من چهره ام رو در هم کشیدم که، نه تو رو خدا استاد کاش نرسه چون اونا می شن یه نسل دیگه من دوست دارم با همین یک شروع بشه شماره ام!
و بعد دور هم سه نفری یک فرمول اختراع کردیم برای فهمیدن سن آدما از روی شماره نظام شون که بیشترش کار رزیدنتمون بود.
و نهایتا از همون جا بود که سن دکتر مگوریوم رو فهمیدیم. چون فرموله جواب می داد.
منم برای خودم فرمول دارم، نسبت به شماره نظام آشنا ها می سنجم. ولی این رزیدنت خیلی بلاست. فرمول در وکرده...
کجا بگم خلاقانه م چیه؟
ببخشید... چی چیه دقیقا؟ :)))
منم خلاقانه های زیادی دارم پایه ام.