کیلگارا هستم...
نویسنده ی ناخواسته ی این وبلاگ ناخواسته...
_گاهی اوقات حس می کنم زندگی هم منو تو مسیر های ناخواسته ی زیادی گذاشته... طوری که نمی دونم به کدوم راه برم!_
راستی، وبلاگ منه، حرف های منه، و دیدگاه های من. از شیر مرغ می نویسم تا جون آدمیزاد. به هر حال یه وب ناخواسته موضوع خاصّی نخواهد داشت.
Kilgharrah. I would not have summoned you
If there was any other choice...
mnemailnadaram@protonmail.com
ادامه...
نظرسنجی
جهت تست برنامه نظر سنجی؛ فعلا یه سوال دم دستی ولی عمیق: چیزی که شما در عمق وجودتون هستید، برای جامعه تو ذوق زننده س. چی می کنید؟
Cu2SO4 همون زاج بود؟! بعد یون کوپر هم مثبت یک میتونه باشه هم مثبت دو؛ چرا اینجا مثبت یک واکنش داده؟!
نه. تا جایی که من یادمه دو تا زاج داشتیم، زاج سبز آهن دو سولفات بود، زاج سفید هم الومینیوم سولفات بود. مس دو سولفات اسمش کات کبود بود! :))) اون یون کوپر رو درست یادت مانده ژنرال، فقط اینکه، اینجا اتفاقا مثبت دو واکنش داده و فرمولش می شه cuso4 که با ظرفیت دو سولفات خنثی شده. در اصل اون دو، عدد دو یونانی هست. یعنی همان کوپر با ظرفیت دو که خودت گفتی. مس II سولفات. پ.ن. سرچ کردم، با ظرفیت یک هم می تونه سولفاته بشه، ولی دیگه ابی مورد علاقه مون نیست.
آفرین سرباز. عالی بود. مستفید و مستفیض شدیم. آخر هفته برگه مرخصیتو بیار بفرستمت بری چند روزی استراحت! :)))) درس میخونی یا نه؟ جبران کردی یا نه؟
سپاس گزارم ژنرال. (سلام نظامی) دارم دیگه خودمو می کشم بابا. خیلی دارم خر می زنم به اصطلاح! و حال می ده دیگه، کل زندگی ام شده مطالعه خوش می گذره. اره داره جبران می شود به نظر. :))))
برنامه مطالعه ات چجوریه سرباز؟ من که سلف کنترل پیدا نکردم. مقاله نوشتن هم مزید بر علت شده.
برنامه خوبه ژنرال، خیلی عقبم ولی. یعنی می خونم یهو ول می کنم. دوباره کلی می خونم یهو ول می کنم. پیوسته نیست. منتها امتحان بخش امروزم بدک نبود فقط یک غلط داشتم، فلذا امیدم بیشتر شد که اگر بزنم خودمو بکشم شاید بتونم امتحانات مهم تر و سخت تر هم به جایی برسم و گند بالا نیاید. ولی خیلی باید بخونم! دقیقا خودکشی وار. تو هم که وبلاگت نبود مدتی. حدس زدم از برای سلف کنترل پیدا کردن باشه اتفاقا. وای ببین می دونستی به من می گن فلانی مقاله می نویسه من اینور دوربین غش می کنم از شوق؟ :)))) راستی باورت می شه ما بیشتر از یک سال هست هم سنگریم؟ داشتم کامنت های روز دانشجوی پارسال رو می خوندم. کامنت نوشته بودی. باورم نشد. واقعا مفت مفت یک سال یک سال می گذره!
مقاله نویسی، درس خوندن و همه ی کارهای خوب خیلی خوب اند ها؛ متاسفانه من گشادم! قبلا یه چندتایی مقاله نوشته بودم؛ ولی دیدی که همیشه باید اسم استاد ها رو اول بزنی! خخخخخ
نه نه تو گشاد نیستی! اداست بیشتر. من می دونم. یه چندتایی مقاله؟ ●-● جسارتا می تونم دو دقیقه دست راستتون رو قرض بگیرم؟ می خوام بگذارم رو سرم شاید فرجی شد! اسم استاد هم اول بزنی دیگه خودت که نویسنده مسیول می تونی بشی همونش هم خیلیه! یا اصلا نویسنده دوم! منم از سال دوم سوم دارم زور می زنم مقاله بنویسم هنوز که هنوزه اندر خم یک کوچه ام. غش و خدافظ!
کیـــــــــــــــــــــــلگ T_T مرسی ازت، اونقدر شوکه شدم که اصلاً نمیدونم چی باید بگم. من هنوز اون عکسی که پارسال بهم داده بودیو دارم و saveش کردم و گاهی نگاهش میکنم و کلی ذوق میکنم، این موزیک میره کنار اون عکس. ^ـــــــ^
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
۱. مناسبت امروز چیه؟
۲. منم که معلومه چقدر آبی ام دیگه!
دام پهن کردم! :)))
بعله بعله شما جای خون، مس دو سولفات در رگ هاتون جریان داره. می دانم.
Cu2SO4 همون زاج بود؟!
بعد یون کوپر هم مثبت یک میتونه باشه هم مثبت دو؛ چرا اینجا مثبت یک واکنش داده؟!
نه. تا جایی که من یادمه دو تا زاج داشتیم،
زاج سبز آهن دو سولفات بود،
زاج سفید هم الومینیوم سولفات بود.
مس دو سولفات اسمش کات کبود بود! :)))
اون یون کوپر رو درست یادت مانده ژنرال،
فقط اینکه، اینجا اتفاقا مثبت دو واکنش داده و فرمولش می شه cuso4 که با ظرفیت دو سولفات خنثی شده.
در اصل اون دو، عدد دو یونانی هست. یعنی همان کوپر با ظرفیت دو که خودت گفتی.
مس II سولفات.
پ.ن. سرچ کردم، با ظرفیت یک هم می تونه سولفاته بشه، ولی دیگه ابی مورد علاقه مون نیست.
به اون کامنت بالایی گفتی خرچنگ؟
هان چی؟ نفهمستم والا.
خب بهش گفتی خونت آبیه، خرچنگا خونشون آبیه پس تو بهش گفتی خرچنگ
شایان به غیر خرچنگا فکر کنم یه سری حشره ها هم هستند خونشون آبیه. :))))
ولی اون را واس خاطر استقلال گفتم، نه خرچنگ. :)))
+ سرچ کردم به خاطر وجود مس داخل خونشان هست.
آفرین سرباز. عالی بود. مستفید و مستفیض شدیم. آخر هفته برگه مرخصیتو بیار بفرستمت بری چند روزی استراحت! :))))
درس میخونی یا نه؟ جبران کردی یا نه؟
سپاس گزارم ژنرال.
(سلام نظامی)
دارم دیگه خودمو می کشم بابا. خیلی دارم خر می زنم به اصطلاح! و حال می ده دیگه، کل زندگی ام شده مطالعه خوش می گذره. اره داره جبران می شود به نظر. :))))
برنامه مطالعه ات چجوریه سرباز؟ من که سلف کنترل پیدا نکردم. مقاله نوشتن هم مزید بر علت شده.
برنامه خوبه ژنرال، خیلی عقبم ولی. یعنی می خونم یهو ول می کنم. دوباره کلی می خونم یهو ول می کنم. پیوسته نیست.
منتها امتحان بخش امروزم بدک نبود فقط یک غلط داشتم، فلذا امیدم بیشتر شد که اگر بزنم خودمو بکشم شاید بتونم امتحانات مهم تر و سخت تر هم به جایی برسم و گند بالا نیاید. ولی خیلی باید بخونم! دقیقا خودکشی وار.
تو هم که وبلاگت نبود مدتی. حدس زدم از برای سلف کنترل پیدا کردن باشه اتفاقا.
وای ببین می دونستی به من می گن فلانی مقاله می نویسه من اینور دوربین غش می کنم از شوق؟ :))))
راستی باورت می شه ما بیشتر از یک سال هست هم سنگریم؟ داشتم کامنت های روز دانشجوی پارسال رو می خوندم. کامنت نوشته بودی. باورم نشد. واقعا مفت مفت یک سال یک سال می گذره!
مقاله نویسی، درس خوندن و همه ی کارهای خوب خیلی خوب اند ها؛ متاسفانه من گشادم!
قبلا یه چندتایی مقاله نوشته بودم؛ ولی دیدی که همیشه باید اسم استاد ها رو اول بزنی! خخخخخ
نه نه تو گشاد نیستی! اداست بیشتر. من می دونم.
یه چندتایی مقاله؟ ●-●
جسارتا می تونم دو دقیقه دست راستتون رو قرض بگیرم؟ می خوام بگذارم رو سرم شاید فرجی شد!
اسم استاد هم اول بزنی دیگه خودت که نویسنده مسیول می تونی بشی همونش هم خیلیه! یا اصلا نویسنده دوم!
منم از سال دوم سوم دارم زور می زنم مقاله بنویسم هنوز که هنوزه اندر خم یک کوچه ام.
غش
و خدافظ!
کاری نداره نوشتن مقاله. اصلا.
پس لطفا یک استاد هرچه سریع تر بیاد سرپرستی مرا قبول کند، چون این بی خانمان در حسرت مقاله سوخت.
کیـــــــــــــــــــــــلگ T_T
مرسی ازت، اونقدر شوکه شدم که اصلاً نمیدونم چی باید بگم.
من هنوز اون عکسی که پارسال بهم داده بودیو دارم و saveش کردم و گاهی نگاهش میکنم و کلی ذوق میکنم، این موزیک میره کنار اون عکس. ^ـــــــ^