یک عدد جوجو یاکریم از چنگ گربه نجات داده شده در حالی که برادر یا خواهرش به طرز نامردانه ای توسط همون پلنگ دریده شده،
و هم اکنون در دستان من تشریف دارند،
که دیالوگ مارلین (بابای نمو) رو در گوشش زمزمه می کنم:
" نترس...
بابا پیشته،
بابا مراقبته،
دیگه نمی گذارم هیچ کس هیچ اسیبی بهت برسونه،
نمو."
لعنت بهش من این دیالوگ رو خعلی دوست داشتم. [چشمای نوستالژیک اشکی]
شکل متکاست!
یک هفته ای مواظبشم (پروژه ی هفته ی اتی بنده) و بعد یاد می گیره بپره و بره تو اسمون کثیف تهران.