یک فایلی را دادند به ما اصلاح کنیم،
ما از قضای روزگار چون با کسی که فایل را بهمون داد کاملا دل صاف نیستیم، عینهو اسب وحشی افتادیم روی فایل و حالا غلط نگیر کی بگیر!
یعنی این فایل پاره شد این قدر که من بی رحمانه ازش غلط گرفتم و کوبیدمش چپ و راست،
و با هر غلطی که می گرفتم به خودم می گفتم، همینه دیگه با یک نویسنده ی خنگ تنبل نفهم بی استعداد رو به رو ام!
یا هر غلط تایپی ای که می دیدم با خودم این شکلی بودم وای خدایااااا چه قدر شل دست بوده طرف!
هر غلط محتوایی که اصلا دیگه هیچی.. آدم حسابش نمی کردم اصلا.
خلاصه کلی طرف را داخل ذهنم کوبیدم و فلان.
رسیدم آخر فایل. جمله ای رو دیدم، آشنا.
ادبیاتی دیدم آشنا تر.
برگشتم یک دور سریع فایل رو از اول خواندم.
حافظه ام ناگهان لود کرد: متن را یکسال پیش خودم نوشته بودم. قلم و تایپ خودم بود..
من فایل خودم را اصلاح کردم و یک گونی غلط استخراج شد.
...
والا خوبه همیشه این شکلی بتوانیم از خودمان غلط بگیریم. Blind. دو سو کور یک سو کور یا هرچه.
صحیح
زیبا گفتی
به نگارنده فحشی چیزی ندادی؟
نه، ولی احمق و نفهم زیاد تصورش کردم اگر فحش حسابه.
برگشتم و به کامنت خودم لایک مثبت دادم!
خواستم اینجا بنویسم و راستش را بگویم.
در وبلاگ تو باید رُک بود و اعتراف کرد.
بابا ولشون کن اینا خل و چلن بی علت منفی می دند،
هوی تویی که منفی می دی بیا رو کار ببینم مشکلت چیه واقعا،
بی خود جوان مملکت رو اذیت می کنه.
اینا یحتمل از من بدشون می آد حاجی شما خون خودت رو کثیف نکن.