تو زندگی روزانه م هم یه وقتایی هست که چهره های خاصّی رو بین مردم شهر می بینم و به سختی... به سختی می تونم افکارم رو کنترل کنم.
مدام با خودم این طوری ام که: "هی تو یارویی که اونجا واستادی! می دونستی از تو این قیافه ت یه اسلیترینی تمام عیار اصیل زاده در می اومد؟"
بعدش هم بلافاصله با خودم آرزو می کنم ای کاش انتخاب بازیگر های فیلم هری پاتر رو به عهده ی من می ذاشتن. به ریش مرلین قسم یه گونی اسلیترینی پیدا می کردم از تو همین تهران خودمون فقط.
پ.ن. توضیحات که باز کامنت نگیرم "ما که هری پاتر نخوندیم چی پس؟": اسلیترین یکی از گروه بندی های دانش آموزا تو دنیای هری پاتره که معمولا آدم های منفور و خودخواه و خبیث توش قرار می گیرند. تا همین حد چهره ی یه سری ها در برخورد اوّل به من حس بدی می ده. فرم خنده هاشون حتّی، ترس ناک می خندن مردم این روزا.
چی می شه یکم انرژی و نشاط بریزین تو اون نگاه یخ تون؟
از دور صدای بانگ رو می شنوم... رطب خورده منع رطب کی کند؟ بعله، راست می گه. من برم خود خاک بر سریم رو درست کنم فعلا که بد جور تو آفسایدم. جامعه پیش کش.
پ.ن. تر. ساعت پستشو... دو دو دو دو ۲۲۲۲.
دو دو دو دو :))
من دلم واسه ریونکلاییا میسوزه :!
مگه چشونه؟ عقل کلن رسما دیگه چی بخوان از دار دنیا؟ :)))
منظورت اینه که این روزا همه مون احمق شدیم گروهشون خالی می مونه اونا؟
اسلترین هم گروه خوبیه دیگه کسی ازت انتظار نداره خوب باشی همونجوری که هستی قبولت می کنن شاید من اسلترین انتخاب کردم
موافق نیستم. درسته تو اسلیتیرین کسی ازت انتظار نداره خوب باشی، ولی یه انتظار خیلی گنده تر ازت دارن. ازت انتظار دارن "بد" باشی. به هیچ وجه همون طور که هستی پذیرفته نمی شی.
از من بپرسی می گم جامعه ی ما یه گروه اسلیترین در مقیاس گنده س. تا زمانی که یه سری از اخلاق های نه چندان مناسب رو نداشته باشی پذیرفته نمی شی توش. برچسب هم می خوری. ساده لوح. زود باور. احمق.
عاقا من یه مدت فاز برداشته بودم که خیلی شبیه هری پاترم. اصن در حد فاجعه. ببین هیچ شباهتی هم نداریما...اون موهاش صاف و من موج دار(البته قبلا الان دارم کچل میشم کم تر شده موجش)..اون اصن لب نداشت من ماشالله لب برجسته(یه بنده خدایی بود بهم میگفت پروتز سر خود)....اون واسش ابرو کشیده بودن من قابلیت اهدای ابرو رو دارم...
اصن توهم تینیجری در حد فاجعه :)))))
فکر کنم کلا هر کی که در یه برهه ای از زمان شانس آشنایی با هری پاتر رو داشته، واسه یه دورانی تو عمرش توهم می زده که هریه. منم همین طور. :)))
گاهی هنوز هم....
نه هیچی ولش کن. :))))
ساعت کامنتو....صفر یک دو سه...
هاهاهاهاهاها.... |:)
قلب باتری ای من کشش این همه هیجان رو نداره، یه بار دیگه هم گفتم. :)))
باید می ذاشتی خودم کشف می کردم.
باید می ذاشتی خودم کشف می کردم.
باید
می ذاشتی
خودم
کشف
می کردم.
گروه کم... اقلیت...
بعد فک کن یه سری از همون کا هم شبیه لونا ن!
دلم میسوزه واسه ریونکلاییا! خیلی سختشونه کنار گریفندوریا و اسلیترینیا
هدف رولینگ هم همین بوده. به نظرم قشنگ جامعه رو تو همون هاگوارتز خودش خلاصه کرده راه فرار هم نذاشته واسه هیچی.
ریونکلایی ها هم به هر حال هم دیگه رو دارن. فکر نمی کنم بهشون سخت بگذره. کلا بچّه های هر تیپ صرفا با هم دیگه می چرخن و این یه اشتباهه بزرگه تو کتابا. چون تو جامعه ی واقعی همه مجبوریم هم دیگه رو تحمّل کنیم
.
ولی انصافا نمی دونی من چقد عاشق لونام.
فیلد اسمو یادم رف :|
و من می میرم و زنده می شم با هر کامنت بی نام و نشونی که واسم می آد.
خوبه که گفتی. هر چند شاید قابل تشخیص بود تا حدّی.
کا: کما*
من ادعای ادم خوبی بودن ندارم تازه سنم کمتر بود خیلی هم ترسناک بودم:)
فکر کنم بازم منظورم رو متوجه نشدی. بحث ادّعا داشتن و نداشتن نیست.
دارم می گم تو اسلیترین، بد بودن یه جور ارزشه. و مسلما یه سری اخلاق های مسخره هستن که دلت می خواد نداشته باشی شون. غیر اینه؟
از نظر اسلیترینی ها ارزش اینه.
نه اینکه هر کسی رو با هر عیبی قبول کنن تو گروهشون.
اون گروهی که تو می گی به هافلپاف می خوره.
اگه من بودم برخلاف قیافه ی مظلوم طورم تو اسلیترین میفتادم
نه شجاعم
نه باهوشم
نه سخت کوش :/
تازه بنا به روایت های مختلف بد جنسم تشریف دارم :|
اسلیترینی ها هم بد نیستن انصافا. من می گم ما آدمای قرن دو یک همه مون اگه می خواستیم گروه بندی شیم اسلیترینی بودیم بقیه ی گروه ها هم در خطر انقراض قرار می گرفتن.
همه یه پا هری پاترشناسن اینجا..
کاش همون موقع که مامانم نگاش میکرد منم میدیمش:/
مامانت دیدش خودت ندیدیش؟
من برم حلق آویز کنم خودمو. فلن.
نمی دونم
هافلپاف هم خوبه همینکه جادوگر باشی خوبه :))))
من راجع به نود درصد کسایی که تو خیابون میبینم همچین حسی دارم
انگار افتاده باشم وسط قبیله ی آدمخوارها
ولی وقتی به دوستای صمیمی خودم نگاه میکنم میبینم با اینکه هرکدومشون واسه خودشون یه هیولا به نظر میان ولی اصلا اونطوری که نشون میدن نیستن
این میشه که یکم کمتر به ظاهر آدما توجه میکنم و با یه پیشفرض ذهنی تقریبا سفید میرم سمتشون
آره قضاوت از رو ظاهر همینه کلیّتش، برای همین نوشتم دوست دارم کسی باشم که بازیگر انتخاب می کنم.
طرف چشماش جون می ده واسه قتل و کشتار. خب تو دنیای واقعی که قاتل نشده، حداقل من به عنوان بازیگر بیارمش تو فیلم یه استفاده ای شده باشه ازین چشمای خبیثش.