کیلگارا هستم...
نویسنده ی ناخواسته ی این وبلاگ ناخواسته...
_گاهی اوقات حس می کنم زندگی هم منو تو مسیر های ناخواسته ی زیادی گذاشته... طوری که نمی دونم به کدوم راه برم!_
راستی، وبلاگ منه، حرف های منه، و دیدگاه های من. از شیر مرغ می نویسم تا جون آدمیزاد. به هر حال یه وب ناخواسته موضوع خاصّی نخواهد داشت.
Kilgharrah. I would not have summoned you
If there was any other choice...
mnemailnadaram@protonmail.com
ادامه...
نظرسنجی
جهت تست برنامه نظر سنجی؛ فعلا یه سوال دم دستی ولی عمیق: چیزی که شما در عمق وجودتون هستید، برای جامعه تو ذوق زننده س. چی می کنید؟
نه ولی دانشجو پزشکیا رو زده فقط یه نفره. یه پرستاری هم هست و یه جراح فک
آره خب نیس که دانشجو پزشکی ها فقط آدمن تو این مملکت...
ولی کلا گیر نده جون به جونم کنی نمی گم کیه خودم لو می رم یه آشنا اینجا رو بخونه. داستان می شه. حالا دو روز بعد که لاشه شون پیدا شد، مثل سانچی معروف می شه عکسشون دست به دست می گرده دیگه. که به کفشم مرده تموم شده.
ولی اسمش نزدنا...تو خبرا نیست
خبرا کامله همیشه؟!
نه ولی دانشجو پزشکیا رو زده فقط یه نفره. یه پرستاری هم هست و یه جراح فک
آره خب نیس که دانشجو پزشکی ها فقط آدمن تو این مملکت...
ولی کلا گیر نده
جون به جونم کنی نمی گم کیه
خودم لو می رم یه آشنا اینجا رو بخونه. داستان می شه.
حالا دو روز بعد که لاشه شون پیدا شد، مثل سانچی معروف می شه عکسشون دست به دست می گرده دیگه.
که به کفشم مرده تموم شده.
تسلیم
کشیدم بیرون
قربون آدم چیز فهم