وای یاد یه چیزی افتادم
این فیلمای تین هستن
یکی شون می میره
اون رفیق فابریک بازمنده ش روانی می شه
بعد مثلا ده جور روان درمانی و اینا می برنش
تو مدرسه معلما مواظبش هستن
با نمره هاش کنار می آن
بهش امتیازای ویژه می دن
همه می آن دست می ذارن رو شونه ش می گم متاسفیم
بعد مثلا یواشکی بهش اشاره می کنن می گن از وقتی رفیقش مرد دیگه هیچ وقت اون آدم قبلی نشد و آه می کشن...
خوشم می اومد از افسردگی شون
شاخ بود
ترحم بر انگیز بود واسم
همیشه دوست داشتم جا اونی که رفیقش مرده، روانی شم
فکر نمی کردم به این زودیا بهش برسم
اون دوربین و اینا تون رو بیارید
از اون بیلبیلک های ضبط صدا که شبیه برس دستشویی هم هست بیارید
که قراره فیلم روانی شدن منو کلید بزنیم