Everything but Nothing

#خب عنوان با آدم حرف می زنه دیگه#

Everything but Nothing

#خب عنوان با آدم حرف می زنه دیگه#

سری مذاکرات نوترونی، اپیزود سوم

البته من یک نگاهی به آرشیو انداختم و متوجه شدم اپیزود هفتم هستیم و تا به اینجای کار شیش پست دیگر مشابه این نوشتم.

تو هش تگ چکش کنید اگه خواستید.

ولی ترجیح می دم دیگه عنوان ها رو تغییر ندم و با همون شمارش قبلی بریم جلو، شما هر بار که عددشو می بینید یاد این بیفتید که تعداد حقیقی ش چهار دانه بیشتر از تعداد مجازی شه و چهار تاش این وسط سر برگ عدد دار نخورده. چه می دونم حالا انگار که چه فرقی می کنه. تهش که عدد ها رو هم برای چنگ انداختن به زمان ایجاد کردیم.


سوال امشبم سوال خیلی بچگی هامه که هیشکی جواب نداده تا حالا.

این فاصله ای که ساعت ها رو عقب جلو می کنن، کنداکتور برنامه های صدا و سیما چی کار می کنه که به هم نریزه برنامه؟

سوال المپیاد براتون طرح کردم، مامان! مسائل زیر را حل بفرمایید. متشکرم.


مثال) یک فیلمی هر بار یک نیمه شب پخش می شه. امشب آخرین روز تابستونه و ساعتا راس دوازده عقب کشیده شدند. الآن ساعت یازده جدیده. امشب به ساعت جدید فیلم کی پخش می شه؟ 


مثال دو) یک فیلمی هر بار دوازده نیمه شب پخش می شه. امشب آخرین روز تابستونه و ساعتا راس دوازده عقب کشیده شدند. الآن ساعت یازده جدیده. امشب به ساعت جدید فیلم کی پخش می شه؟ 


مثال سه) اگر عدد های پیشنهادی تون به سوال های قبل بیش از یک ساعت اختلاف دارند توضیح بفرمایید که چرا؟ چون در حالت عادی یک ساعت بین پخش این دو فیلم فاصله ست.


مثال چهار) امشب شبی هست که ساعت ها راس دوازده عقب کشیده شدند. الآن ساعت یازده جدیده. کنداکتور الآن چه برنامه ای پخش می کنه؟ آیا کنداکتور یک ساعت ملت رو سرگرم می کنه تا ادامه ی برنامه های ساعت دوازدل ش رو پخش کنه؟ آیا یک ساعت هرز می ره تو برنامه تلویزیونی؟


اَبَر مثال) امشب آخرین روز زمستونه و ساعتا راس دوازده جلو کشیده شدند. الآن ساعت یک جدیده. من سریالی که ساعت دوازده و نیم هرشب می دیدم رو چه زمانی ببینم الآن؟ چون بر عکس مثال های ساعت عقب کشیدن، این بسیار سخت تر هست. شاید اونجا بشه سر ملت رو با پیام تبلیغاتی گرم کرد... ولی  اینجا زمان داره خورده می شه و یک ساعت حذف می شه. برنامه های اون یک ساعت رو کی پخش می کنند؟


شاه شاهان مثال ها) کیلگارا روی صندلی اش رو به روی تلویزیون در خانه نشسته بود. وقتی در حال عوض کردن کانال ها بود، متوجه شد که به گفته ی خبرنگار، تلویزیون اخبار ساعت دوازده شب را نشان می دهد. در همان لحظه ساعت گوشی خود را نگاه کرد و متوجه شد که ساعت در کمال تعجب یازده شب است. با فرض مست نبودن کیلگ و دریافت نمودن خواب کافی برای خبرنگاران تلویزیونی، تناقض ایجاد شده را به اختصار توضیح دهید.


مثال کرک ریزنده) کیلگارا ساعت یازده شب شروع به دیدن سریال کرد و همان سریال ساعت یازده شب تمام شد. با فرض اینکه وی جان سگ ندارد که یک روز مداوم پای تلویزیون بنشیند، تناقض ایجاد شده را توضیح دهید. 

سناریوی سوال جهت فهم بیشتر:


- فیلمت کی شروع می شه؟

- یازده شب.

- فیلمت کی تموم می شه؟

- یازده شب.

- ای بابا اصلا فیلم رو دیدی تو؟

- آره.

- پس یا خدا یک روز تمام فیلم می دیدی علاف بی کار؟

- نه.

- ای بابا چند ساعت فیلمت طول کشید تهش پس؟

- یک ساعت.

- یک ساعت بین یازده شب و یازده شب فاصله هست، گرفتم. 

# ساعت در ساعت.

# چگونه می توان یک ساعت را در یک دقیقه خلاصه کرد؟

گشاد یعنی...

من!

منی که کل  پاییز و زمستون منتظر بهار بودم تا بیاد و ساعتم درست شه.

همین امروز به صورت کاملا اتفاقی فهمیدم ساعتا رو جلو کشیدن.

و خب. من شش ماهه برای این اتفاق فرخنده انتظار کشده ام. ^-----^

دیگه هم لازم نیست از امروز به بعد فرمول سخت ساعت فعلی منهای یک ساعت برابر می شود با ساعت واقعی رو پیاده سازی کنم.

دیگه هم تا شش ماه کسی با دیدن ساعت من هول نمی کنه که از کار هاش عقب مونده.

نمی دونم رگ شیرازی نهادینه در من از کجا آب می خوره دقیقا. واقعا نمی دونم. :-"


در راستای همین اتفاق فرخنده مایلم دو تا از عقده های درونی کودکی خودم رو همین جا و در همین لحظه گره گشایی کنم. اینا عقده ی نوزده ساله هستن؛ یعنی یه آدمی تو دنیا وجود داشته که نوزده سال مداوم در لحظه ی خاصی این سوالا می اومدن تو ذهنش  و هر بار یه جوری از زیرشون در رفته؛ نپرسیده و نکاویده...ولی خب خیلی اتفاقی امسال جرات سوال پرسیدن پیدا کرده. و خیلی اتفاقی تر مادربزرگ به اصطلاح بی سوادش بهتر از هر با سوادی  تونسته راضی ش کنه! :-"


الف) در بهار ساعت ها را جلو می کشیم یا عقب؟

پاسخ: این قسمت نسبتا آسونه. مثل قسمت های الف سوال های المپیاد واسه دلگرمی. :)))  بیایید با هم تحلیلش کنیم. مشکل من چی بود؟ این که هیچ وقت خدا نمی فهمیدم جلو کشیدن ساعت یعنی از کدوم ور. نمی فهمیدم وقتی می گیم ساعت هفت رو یک ساعت جلو کشیدن یعنی چی؟ یعنی شده هشت یا شده شیش؟!

اولش همیشه سعی می کردم قضیه رو شبیه سازی کنم. یادم می اومد وقتی کوچیک تر بودیم و خاله م می خواست عروسی کنه یه مشکلی پیش اومد و عروسیش رو به همون خاطر انداختن عقب تر. و خب این عقب تر به معنای بازه ی زمانی دیر تر بود. چون هی من انتظار می کشیدم و به عروسی نمی رسیدیم. :))) بعدش همین گزاره رو به صورت منطقی برعکس می کردم: اگه عقب تر به معنای بازه ی زمانی دیر تر هست پس جلو تر به معنای بازه ی زمانی زود تر هست.

و خب از همه ی این مفروضات نتیجه می گیریم که وقتی می گن ساعت رو کشیدیم جلوتر، یعنی زمان به ما نزدیک تر شده و در یک بازه ی زمانی زود تر نسبت به ما قرار گرفته. یعنی ساعت هفت رو تبدیل به شیش کردیم و قس علی هذا...

ولی متاسفانه علی رغم این همه صغری کبری چیدن و فهمیدن های رویایی با یه مشکل کوچولو مواجه هستیم! در دنیای ما این سفر در زمان ها با هم یکی نیست. جلو کشیدن بازه ی زمانی عروسی به هیچ عنوان از نظر عملیاتی مساوی نیست با جلو کشیدن ساعت در اوایل بهار! یعنی مجبوریم حفظ کنیم وقتی می گن ساعت ها رو  تو بهار جلو کشیدیم به این معناست که ساعت هفت رو تبدیل به هشت کردیم. مجبوریم حفظ کنیم که در این نوع جلو کشیدن زمانی، زمان نسبت به ما جلو نمی آد بلکه نسبت به خودش جلو می ره و در واقع از خودش جلو تر می زنه. اگه از این دید نگاهش کنیم می شه گفت ساعت هشت از ساعت هفت جلو تر و بیشتر  هست پس می تونه منطقی باشه که لفظ جلو کشیدن ساعت در موردش کاربرد داشته باشه. نهایتا امیدوارم منظور رو درست رسونده باشم واقعا!


ب) چرا در بهار ساعت ها را جلو می کشیم؟

پاسخ: یعنی فقط من بودم که تمام مدت فکر می کردم این نیز یکی از رسم های ما ایرانی هاست اونم به خاطر مذهبمون؟ :| نمی دونم چرا و به چه علّت ولی من از بچگی تمام مدّت فکر می کردم این جلو و عقب کشیدن ساعت ها یه جور رسم مذهبی ه و ریشه در اعتقادات مذهبی ما ایرانی ها داره. یه چیزی تو مایه های اینکه نباید تو ماه محرم آهنگ شاد بخونیم، یا اینکه تو روز های وفات همه ی شبکه های تلویزیون پر از روحانی و نوحه و امثالهم می شن، یا حتّی اینکه تو تاسوعا و عاشورا با سیل عظیمی از نذری پزان ها و نذری خوران ها مواجه هستیم.

ولی مادربزرگ به من گفت: ای دل غافل کجای کاری؟ اوّلندش که این رسم مذهبی نیست. دومندش که این یه بار رو ما از خارجیون تقلید نموده و رسمشون رو به تاراج بردیم. :))

در واقع این اصلا رسم نیست! یه روشه برای بهبود مصرف انرژی.

و خب همین طور که شاخ های من بیشتر از قبل از سرم در می اومدن ادامه داد:

می دونیم وقتی بهار می شه روز ها بلند تر  می شن. چه طوری؟ خورشید زود تر طلوع می کنه و دیر تر غروب می کنه. خارجی ها هم اومدن از یه حقه ی ساده برای بهبود مصرف انرژی شون استفاده کردن. می دونیم که اگه کارخونه ها و شرکت ها و کارگاه ها بخوان عصر ها کار کنن مجبورن به محض تاریک شدن هوا  از کلیییی لامپ و تجهیزات اضافی استفاده کنن تا هم چنان بازده داشته باشن. ولی این همه مصرف انرژی الکتریکی رو به راحتی می شه پیچوند. چه جوری؟ ما ساعت ها رو در بهار یک ساعت می کشیم جلو. فرض می کنیم خورشید تا قبل از بهار دور و بر های ساعت هفت طلوع می کرده و برای همین همه از ساعت هفت با روشنی هوا سرکارشون حاضر می شدن. خب. حالا بهار شده. خورشید هم  زود تر طلوع می کنه. مثلا به جای ساعت هفت، ما در ساعت شش شاهد طلوع خورشید و روشنی هوا هستیم تو فصل بهار.

و اینجاست مسئولین زحمت کش یک حقه ی ساده به کارمندان می زنند. :))) ساعت شش صبح رو تبدیل به ساعت هفت  کشور می کنند. (به عبارتی ساعت ها رو جلو می کشند.) یعنی شما دوباره تو فصل بهار هم از روشنی زود تر از موعد هوا و طلوع خورشید بهترین و بهینه ترین استفاده رو می کنین و در عوض مجبورین یک ساعت زود تر ( از نظر خودتون) برین سر کار چون ساعت بدنتون به شما می گه ساعت شیشه و باید بخوابین ولی ساعت رومیزی تون با عدد هفتش اشاره می کنه که اگه هر چه سریع تر نرین سرکار اصلا اتفاقای خوبی رخ نمی ده.


+خلاصه اینکه درک ساعت و مسائل مربوط بهش خیلی خیلی خیلی سخته و به شخصه نوزده سال صبر پیشه کردم تا به این چند خط دست یافته م. شما ها گوارای وجودتان باد اگه که نمی دونستید. نوزده سال رو براتون خریدم. اگه هم می دونستید باید زود تر به من می گفتید خب. :(((


تا کشفیات بعدی خدا نگه دار. ساعت رو دوست داشته باشیم هر چند خیلی پی چی ده س. :{