Everything but Nothing

#خب عنوان با آدم حرف می زنه دیگه#

Everything but Nothing

#خب عنوان با آدم حرف می زنه دیگه#

چگونه در زمستان با گولوی لوستر یکی شدم؟

می دونی چی شد؟

 اتفاقی داشتم پست دو سه هفته پیشم رو می خوندم،

دیدم تهش به صورت غیر مستقیم آرزو کردم که کاش تبدیل به گولوی لوستر می شدم! همین چند هفته پیش. یادم نبود وژدانا.

یک هو تمیز کردن کل ۵۱۴ گولوی های لوستر خونه منطقی شد برام.

به خاطر مطلبی که نوشتم بود. تقاص آرزوی خودم رو دارم پس می دم.

این مقدمه ایه که خداوندگار جلوی من گذاشته تا آرزوم رو برآورده کنه.

من دارم روحم رو توسط خونه تکونی آماده می کنم و جلا می دم، تا تبدیل به یک گولوی لوستر تمام عیار بشم.

من دارم آماده می شم.

باید قبل از تبدیل شدن به گولوی لوستر، بتونم درکشون کنم.

که چه قدر اون بالا منتظر هستند تا یک نفر بیاد تمیزشون کنه.

که چه قدر نور چشمشون رو می زنه.

که چه قدر تا ابد آویزون بودن از سقف می تونه فرسوده کننده و گرما زا باشه برای گولو های لوستر.

که چه قدر یک دویست و پنجاه و هفتم یک لوستر بودن می تونه حس یک نواختی به یک گولوی لوستر بده. همیشه دویست و پنجاه و شیش تا کپی پیستت هست. بیخ ریشت.


شدم مثل اون پروانه ها که می رفتند با شمع یکی بشن در حکایت عطار.

من الآن در مرحله ی علم الیقین هستم.

تا چند روز دیگه به حق الیقین می رسم و ترانسفورمیشنم کامل می شه و با گولوی لوستر یکی می شم. مطمئنم.


شد یکی دیگر گذشت از نور در

خویش را بر شمع زد از دور در.


می گم تو این دنیا، حتّی گولوی لوستر بودن هم غم های خودش را داره.

خداحافظی با مو قشنگ

فهمیدید؟

مروان فلینی رسما از تیم ملی بلژیک و بازی های ملی، خداحافظی کرد.


ما هم داریم گولوی لوستر تمیز می کنیم، مقبول بیفته!

به خود مادرم هم گفتم، یکی از احمقانه ترین کار های روی زمین می تونه باشه،

و خب حالا شاید بهش برخورده باشه، قبلش بهش آلارم دادم که می خوام نظرم رو بگم و طاقتش رو داشته باش.به هر حال من نظرم رو گفتم. چه بسا کار های من از نظر بقیه حماقت داشته توش و بهم گوشزد کردن و منم تا حد توانم اصلاح کردم.

من خودم با کارهای ظریف و کوچک ابدا مشکلی ندارم. با کارهایی که به چشم نمی آد. ولی این دیگه واقعا احمقانه ست و ظلمه. کم ترین فایده ای درش نمی بینم. تلف کردن وقته! انگار که وقت تلف نکرده ی قرض داشته باشی.

سه ساعت بری روی صندلی، از کت و کول بیفتی که گولوی لوستر تمیز بشه.

خب می خواهم صد سال سیاه تمیز نشه.

لحظه های زندگی انسان خیلی ارزش مند تر از اونه که صرف تمیز کاری و مرتب کردن و چینش های مخصوص بشه. مثلا تو فردا بخوای بمیری ترجیح می دی بگی من داشتم گولوهای احمقانه ی لوستر تمیز می کردم یا اینکه نشستم مثلا یک بار بیشتر غروب آفتاب رو دیدم کیف کردم؟

اصلا مگر فروردین با اسفند چه فرقی می کنه که حتما توش باید گولوهای لوستر تمیز باشه؟ مگر غیر از این نیست که فروردین و اسفند صرفا یک اسم قراردادی هستند؟ این چه بازی مسخره ی بی مزه ای هست که با اسم ماه ها در می آریم ما انسان ها؟

چه اهمیتی داره گولوی لوستر تمیز باشه یا خاک داشته باشه؟ اونم هزار ماشاالله این لوستر مسخره ی ما، کل هیئتش گولو هست! هر چه قدر تمیز می کنی باز هست.

بعد باید حواست باشه این ها از بالا نیفتند زمین، چون می شکنه. و قلب من مثل گنجشک می زنه وقتی اون بالا هستم از ترس اینکه یکی از این گولو ها بیفته پایین! چه بسا یکیش افتاد و عزرائیل بود که بر سر من نازل شد و خوشبختانه سالم بود و عزرائیل دلش سوخت رفت!


می گم خب این لوستر رو باز کنیم بیاریم پایین، بشوریم دوباره ببریم بالا، می فرمایند پس کمک کردن تو چی می شه.

یعنی انگار آیه ی قرآن نازل شده یک نصف روز که ما سرمون خلوت هم نه صرفا شلوغ نیست، باید بریم مثل مرغ یک پا بایستیم گولوی لوستر تمیز کنیم و اگر نکنیم می شیم آدم بده ی داستان که هیچ اهمیتی به مادرش نمی ده و خودخواهه!

والا خوشبختانه ما اصلا به خونه تکونی اعتقاد نداشتیم و هیچ سالی هم انجام نمی دیم. من فقط بفهمم امسال این ایده ی تمیز کردن گولوی لوستر رو کی انداخت به سر مادر ما!

این روزها آدم به آدم ش اهمیت نمی ده. حالا گولوی لوستر چی هست که من بهش اهمیت بدم؟

یعنی مثلا کسی پیدا می شه بخواد دقت کنه گولوی لوستر تمیزه یا خاک گرفته؟

والا من یک سال و نیم پیش زدم بخشی از تنه ی میزی که تو اتاق مادرم هست رو کلا شکوندم، بدین صورت که چوبش خورد شد. و یک سال و نیم هست منتظرم بفهمه ولی هنوز نفهمیده! 

خب تو وقتی میزی که ۲۴ ساعت جلوی چشمت هست رو یک سال و نیمه متوجه نشدی، 

کدوم خر بیکاری این وسط می آد سقف رو نگاه کنه دنبال گولوی لوستر که آیا تمیز است یا خیر؟ 


تا زبون کوچک منم می گیرند دستمال می کشند، اسفند رو زهر مار خودشون می کنند، تمام مدت به خودشون استرس تزریق می کنند وای وقت نداریم وقت نداریم، بعد می شینند کنار می گند آخییییییش خونه مون تمیز شد چه قدر خوشحالیم به زحمتش می ارزید! خُلی چیزی هستید؟