Everything but Nothing

#خب عنوان با آدم حرف می زنه دیگه#

Everything but Nothing

#خب عنوان با آدم حرف می زنه دیگه#

شاخ مجازی

اومده به من می گه: هی کیلگ تو با امیر فلانی فامیلی؟

می گم چی؟

میگه امیر فلانی دیگه. فامیلتونه؟ راستشو بگو.

ادای فکر کردن در می آرم می گم امیر فلانی... اکی کیه؟ از بچّه های کلاسه؟

مات مات نگام می کنه می گه خاک تو سرت بعد یه سال هنوز بچّه های کلاسو نمی شناسی؟

بش می گم خوبه حالا، جمع کن خودتو. اینقدر زیادین شتر با بارش گم می شه اینجا. حالا چیه پس بازیگر فیلمه؟ خواننده س؟

گوشیشو در می آره با یه نگاه زیر چشمی به من مثل اینایی که انسان عهد قجر دیدن، می بره رو پیج اینستام. 

میگه بفرما تحویل بگیر برات لایک زده. واسه همه ی پستات.

می گم خوب اکی پیج من که پرایوت نیست باز گذاشتم ک لایک بخورم. :)))

بهم می گه تو انگار کلا از مرحله پرتی ها. برو تو پیجش.

.

آقا رفتم تو پیجش...

.

اوه مای گاد مامانم اینا! فکم در جا افتاد. دویست و هفتاد کا فالو داشت.

گفتم خب دیگه ببین وقتی این با دویست و هفتاد تاش منو لایک می کنه خودت بگیر رفیقت چه شاخیه.

گفت بابا این یارو خیلی پولداره، هر روز تو یه رستورانه عکس غذاهاشو می ذاره. شاخیه واسه خودش ها. من گفتم حتما فامیلین که واست لایک زده.

گفتم نه بابا فامیل چی؟ اینا شگردشونه رندوم هر کی  دم دستش بیاد فالو می کنه که بک بدن بکشه بالا. شانسی شده.

گفت نه مثل اینکه تو هنوز نمی فهمی با کی طرفی. نیگا کن فقط شونزده نفر رو فالو می کنه. مطمئن باش به هیشکی رو نمی ده و دایرکتش الآن داره می ترکه. 

گفتم خوب عجب جنسی ام من پس. قدر بدون.

گفت اگه بعدا خواستین با هم برین رستوران به منم بگو بیام. حسرت غذا هایی که می خوره رو دلم مونده.

گفتم خیالت تخت، ردیفش می کنم اون وعده ای که خواست بره کباب تو اردک آبی بخوره، باهاش می ریم.



خلاصه اینکه خواستم بهتون بگم با کم کسی طرف نیستین. با همون سه چهار تا پستی که سه چهار سال پیش آپلود کردم، اینه حجم طرفدارم. ببین اگه می خواستم داوطلبانه شاخ باشم چی می شد. خواهش می کنم. خواهش می کنم. خجالت ندید. این قدر گل پرت نکنید. خودتون گلید. من متعلّق به همه ام. چاکر ماکر.