Everything but Nothing

#خب عنوان با آدم حرف می زنه دیگه#

Everything but Nothing

#خب عنوان با آدم حرف می زنه دیگه#

شلخته ی بی شاخ و با دم

اوّلیا شلخته...

دومیا شلخته...

سومیا شلخته...

چارمیا شلخته...

پنجمیا شلخته...

شیشمیا شلخته...

هفتمیا شلخته...

هشتمیا شلخته...

نهمیا شلخته...

دهمیا شلخته...

یازدهمیا شلخته...

دوازدهمیا شلخته...

کنکوریا شلخته...

ترم یکیا شلخته...

ترم دوئیا شلخته...

ترم سه ایا شلخته...

ترم چاریا،

بله،

هنوزم شلخته...

شلخته به گور.

شلخته به ابد.


کابل کوفتی پیدا شو تو رو جون هرکی که دوست داری... خوابم می آد.
چرا این قدر بدبخت؟ واقعا چرا؟


+ یه چیزی بنویسم دلتون بسوزه واسم:  اگه پست قبلی رو خونده باشید فهمیدین که چه قدر آشفته هستم سر نمره هام این اواخر چون خیلی حساسن این ترم و با کمترین گندی از دانشگاه شوت می شم بیرون بی تعارف.حالا نقطه ی عطف.  یکی از نمره هام یکککککککک هفتههههههههههه س که اومده نتایجش. یک هفته ی تمام. هفت روز و هفت شب. و من اینقدر که دوست و رفیق ندارم و تنهام تو این دانشگاه جدید که تازه الآن فهمیدم. و آره. جزو نمره خفنا شدم. هر چند که فکر می کردم ریدم توش. و خنده دارش اینه که اگه اینو می دونستم نمره ی امتحان بعدیم کم کمش دو سه تا می اومد بالا تر طبق همون قانون قطار قطار قطار هو هو چی چی پشت سر هم.

غریب کی بودی تو کیلگ؟ بی رفیق کی بودی تو؟ لال کی بودی تو؟ خرزوخان کدوم کلاس بودی؟ اه.


اعترافگاه

اعتراف می کنم که همیشه از خالی کردن کوله ی مدرسه م فوبیا دارم.

این خالی کردن که به منظور انجام شست و شوی پاییزه می باشد، از دست کردن در یک سبد زالو هم برای من وحشت ناک تر است...

واقعا پتانسیلش را دارد که از شیر مرغ تا جون آدمیزاد از دل و روده اش بیاوری بیرون.

یاد سوسک دو سال پیش می افتم... یا فسیل نارنگی سال پیش.

مراعات میکنم، ذکر نمی کنم دیگر چه چیز هایی... نمی خواهم همین تعداد اندک بازدید کننده هم دمشان را بر سر و کول شان گذاشته و در حالی که از انزجار دست را بردهان و بینی گرفته فرار نمایند.

# حقیقت؛ من خیلی خیلی خیلی شلخته هستم. خودم که مشکلی ندارم. اطرافیان زجر می کشن صرفا! بیچاره کوله ی سیاهم :-|

# وقتی عمو پورنگ به طرز کاملا فاحشی در کامنت های اینساتگرامش "قلت دیکطه ای " دارد!