Everything but Nothing

#خب عنوان با آدم حرف می زنه دیگه#

Everything but Nothing

#خب عنوان با آدم حرف می زنه دیگه#

تفریح بلد نبوده ها

   یه سوال فنّی، شما وقتی با خانواده می رید تو پارک اتراق می کنین به قصد تفریح، به غیر از خوردن، دقیقا چی کار می کنید؟

چون ما الآن نشستیم بر بر هم دیگه رو نگاه می کنیم تو سکوت... هیچ موضوع خاصّی هم نداریم. یخ کردیم در واقع.

هر کس برا خودش یه گوشه دراز کشیده و تو فاز خودشه، انگار به زور با چسب دو قلو نگه شون داشتن اینجا.

یه حس بد و مضحکی دارم. سکوت مرگباری حاکمه. فک کنم پاشیم جمع کنیم بریم سنگین تر باشه.

واقعا حس می کنم هیچ بلد نیستیم حتّی ادای اینایی که در می آن بیرون، دور هم می گن و می خندن و کیف می کنن رو در بیاریم. دیگه اصلش که بماند. تو خونمون نیست...

به عنوان جوون جمع یک کمی وظیفه ی خودم می بینم که این یخ رو بشکنم که متاسّفانه حرف زدن و جذب مخاطب بلد نیستم اصلا.


ولی خب بیا مثبت اندیش باشیم کیلگ. نیمه ی پر لیوان رو که بخوام نگاه کنم اینه که دیگه بوی کوفتی کتلت تو دماغم نیست. هورا. بوی چمن به علاوه ی بوی قلیون به علاوه ی بوی کباب اونوریا به علاوه ی کمی بوی دوده ی ماشین ها استشمام می شود که همه قابل تحمّل اند. 


پ.ن: خب خیلی ستودنی ست...موضوع پیشنهادی: توضیح تفاوت بین جناب خان و فامیل دور به مادر. یه عکس از فامیل دور به من نشون می ده با ذوق می گه نگا کن جناب خان چی گفته کیلگ. هععععی. :-#