X
تبلیغات
زولا
Everything but Nothing
#خب عنوان با آدم حرف می زنه دیگه#
 
از هشت تیر سه سال بعد به بیست و دو خرداد سه سال پیش

آقا الآن که خوابم می آد، 

ولی یه روزی می آد،

اگه زنده موندم می آم کاملش می کنم این پست رو،

و چیزی که تو سرمه رو می نویسم واست،

یه شب تا صبح کامل برات می نویسم،

من از احساس خواهم نوشت،

از احساسی که هر کی رد شد تجویز کرد از سرت می پره،

و نپرید...

ولی امشب نه،

یه شب می آد که سنگامون رو وا می کنیم،

اون قدر که تمام حرفای دنیا تموم شن،

 و کیبورد های جهان از کار بیفتن و دکمه هاشون صدا تلق زدن بده.

کلّه مکعّبی من...! 3>



ارسال شده در: شنبه 9 تیر 1397 :: 02:01 :: توسط : Kilgharrah
 
سر دفتر
کیلگارا هستم... نویسنده ی ناخواسته ی این وبلاگ ناخواسته... _گاهی اوقات حس می کنم زندگی هم منو تو مسیر های ناخواسته ی زیادی گذاشته... طوری که نمی دونم به کدوم راه برم!_ راستی، وبلاگ منه، حرف های منه، و دیدگاه های من. از شیر مرغ می نویسم تا جون آدمیزاد. به هر حال یه وب ناخواسته موضوع خاصّی نخواهد داشت. Kilgharrah. I would not have summoned you If there was any other choice... mnemailnadaram@protonmail.com
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 120889