X
تبلیغات
زولا
Everything but Nothing
#خب عنوان با آدم حرف می زنه دیگه#
 
آف دی

امروز فوتبال نداشت چون روز استراحت  بود تا  ورود تیم ها به یک هشتم،

و به همین میمنت من برای اولین بار با قیافه ی بازیکنان تیم ملی مون آشنا شدم و اسماشون رو با قیافه شون  لینک کردم تو ذهنم. حقیقتا این حجم از عرق ملی که درون خودم یافت می کنم، ستودن داره.

جدی زشته واقعا،

الآن تعداد بازیکن های اسپانیایی که با قیافه می شناسم، یا حتّی آلمانی ها، کم کم ش هفت هشت برابر قیافه ی بازیکنان ایرانی شناس هست تو ذهنم. این یعنی چی؟ من غرب زده ام؟

اصلا نمی فهمم چرا لیگ نگاه نمی کنم. چرا رغبت ندارم. چرا اینقد گارد دارم. یعنی حتی با چه ذوقی از جام ملت ها حرف می زنن و بازم هیچ احساسی ندارم. آره. کوفتش بزنن، من خیلی غرب زده ام.



یک سری جزئیات اند، آزارم می دن. 

فراموش شدن آزارم می ده. مثلا اون زمانی که دوم راهنمایی بودم، اینترنت به این وسعت نبود که یه سوال داشته باشی و سرچ بدی یا حداقل من دسترسی نداشتم به این وسعت. یه ساقی داشتم از کل مدرسه فقط همون همه ی هری پاتر ها رو داشت، و ازون کتاب ها رو می گرفتم. یک استرسی داشتم که نکنه اسم یه شخصیت داستانی، اسم یه ورد، یا هر نکته ای رو جا بندازم که تقریبا نسخه ی دست نوشته ی هری پاتر درست کرده بودم واسه خودم.


و الآن هم طبق همون حس، برای مثال تو مغزم کلیک می شه که باید ترتیب حضور بچه های تیم ملی تو برنامه ی ۲۰۱۸ رو حفظ باشم. واقعا نمی دونم چرا! حرص زدن واسه جزئیاتی که سرنوشتشون فراموش شدنه. اهمیتی ندارن که ثبت بشن. نمی فهمم چرا باید همچین وسواس فکری واقعا احمقانه ای داشته باشم! فقط یکی نشسته اون تو دستور می ده که هی تو باید بنویسی ش تا یادت نره. اگه فلان روز دلت خواست بدونی نفر دومی که از تیم ملی اومد تو برنامه ی ۲۰۱۸ کی  و در چه تاریخی بود، و یادت نیاد چی؟ و بدبخت هیچکس رو نداری که به این سوال جواب بده و اعصابت خورد می شه و فلان! و در جواب این فکرا هیچ چی ندارم تو ذهنم که باهاش مقابله کنم.

برای همین مجبورم بنویسم ترتیبشونو، چون مغز مبارکم به علل نا معلومی حس می کنه این جزئیات باید ثبت بشن و داره خودشو پاره می کنه و تازه  از طرفی خنگ تر از اونه که تو خودش نگه داره اینا رو. ولی نکته مثبتش اینه که شاید کمکم کرد قیافه هاشون یادم بمونه.


1- (پریشب) میلاد محمدی اومد.

2- (دیشب) علیرضا جهان بخش اومد. (که قیافه ی این یکی رو استثنائا از روی تبلیغ شامپو می شناختم!)

3- (امشب) امید ابراهیمی اومد.

4- (امشب) رامین رضائیان اومد.

5- (امشب) سید مجید حسینی اومد.




ارسال شده در: شنبه 9 تیر 1397 :: 01:04 :: توسط : Kilgharrah
 
سر دفتر
کیلگارا هستم... نویسنده ی ناخواسته ی این وبلاگ ناخواسته... _گاهی اوقات حس می کنم زندگی هم منو تو مسیر های ناخواسته ی زیادی گذاشته... طوری که نمی دونم به کدوم راه برم!_ راستی، وبلاگ منه، حرف های منه، و دیدگاه های من. از شیر مرغ می نویسم تا جون آدمیزاد. به هر حال یه وب ناخواسته موضوع خاصّی نخواهد داشت. Kilgharrah. I would not have summoned you If there was any other choice... mnemailnadaram@protonmail.com
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 120889