X
تبلیغات
زولا
Everything but Nothing
#خب عنوان با آدم حرف می زنه دیگه#
 
قبر من

الآن باز داشتم فکر می کردم،

که هیچ وقت دوس نداشتم تو قبرستون دفن شم کنار بقیه.

با کفن و فلان  و سنگ قبری که سال هاست دغدغه ی اینو دارم روش چی بسپرم بنویسند...

و هزار تا قبر بشیم تو بیست متر جا. 

و مرده ها اون قدر زیاد باشن که فرقی بین تو و بغلیت نباشه و هر دوتا تون با کفش زنده ها لگد مال شید.


الآن این حالتی که طرف جنازه ش افتاده رو قله ی کوه مرگ خیلی شاعرانه ایه.

منم می خوام.


فرض کن یه کوهه.

هیچ کوه نوردی بهش صعود نمی کنه،

و این کوه آرامگاهته تا ابد.

یه کوه واسه خود خود خودت.

به نام خودت.

و کمتر کسی هم این شانسو داره که اون جا بمیره.


البته به مثابه کره ای ها، آتیش زدن و ریختن خاکستر حاصله به رود رو هم دوست دارم.

هر کدومش شد حالا.


ولی قبر من باید تک باشه.

قبرستون نمی خوام بین اون همه آدم و اون قدر اتو کشیده.




ارسال شده در: دوشنبه 30 بهمن 1396 :: 10:49 :: توسط : Kilgharrah
 
سر دفتر
کیلگارا هستم... نویسنده ی ناخواسته ی این وبلاگ ناخواسته... _گاهی اوقات حس می کنم زندگی هم منو تو مسیر های ناخواسته ی زیادی گذاشته... طوری که نمی دونم به کدوم راه برم!_ راستی، وبلاگ منه، حرف های منه، و دیدگاه های من. از شیر مرغ می نویسم تا جون آدمیزاد. به هر حال یه وب ناخواسته موضوع خاصّی نخواهد داشت. Kilgharrah. I would not have summoned you If there was any other choice... mnemailnadaram@protonmail.com
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 120889